تبليغاتX
کمال کابلی

 

  

به نام دانایی .

  

            جنگ ، با خرافات ....

 خرافاتی که اجرای آن ها ، شایستۀ هیچ انسان فهمیدۀ نیست .

خود داری از انجام کارهای بیهوده و خرافی زیر ، آغاز راه هیجان انگیز و افتخار آوری است که ،  انسان را به یک برتری غیر قابل توصیف ، آمیخته با غرور و دلیری میرساند .

زیارت رفتن ، روضه خوانی ، نذر کردن ، سفره انداختن ، شمع روشن کردن .

مقدس شمردن گور های رهبران دینی ، مقدس شمردن بزرگان دینی ، دستبوسی رهبران دینی ، مقدس شمردن کتاب های دینی .

آویزان کردن نشانه های مذهبی و دعا بر گردن و دیوار منازل .

باور داشتن به معجزه و دعا خواندن ، باور به وحی والهام ، باور به بهشت و جهنم .

باور به حلال و حرام های مذهبی ، باور به برگشت شخصی زیر نام های امام زمان و مسیح .

باور به صفات داده شده به خدا در ادیان ، کتابهای دینی را آسمانی دانستن و خواندن آنها برای کسب ثواب .

استخاره کردن ، قرآن به سر گذاشتن ، نماز خواند ، درخواست یاری از مرده گان مذهبی ، سوگند خوردن .

حجاب برای زنان در دین اسلام ، کلاه برسر گذاردن مرد ها در دین یهود ، اعتراف به گناه در دین مسیحیت .

رفتن به مساجد ، کلیسا ، کنیسه ، خانقا ، محفل و هر محلی که برای ثواب و نیایش باشد .

کشتن حیوانات برای ادای نذر و مراسم مذهبی ، سینه زنی ، تیغدار زنی و گریه برای ثواب .

انجام مراسم پیمان زناشویی توسط آخوند و ملا به زبان تازی ، خواندن کتابهای مذهبی در مراسم ختم .

خم و راست شدن مسیحیان در نماز ، صلیب سازی و دست بر سر و روی کشیدن مسیحیان در کلیسا ، تکان تکان خوردن کلیمیان در برابر دیوار ندبه ...

 و کار های بیهودهۀ دیگری در همین راستا .

 آیا نگفتن آنچه که باید گفت ، مصلحت است یا خیانت ؟

ما نباید از مرده گان  ، طلب نیرو برای زنده گان کنیم ...

 از لباس ژنده ات خجالت نکش ،

                              از افکار کهنه ات شرمنده باش

                                                                                                            انشتاین

 

!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 22:47 | Fri 26 Jun 2009

 

 

پاندورا ، رأی من کجاست ؟


Where is my vote 

طبق اساطیر یونانی « پاندورا » اولين زن روی کره زمين است. اين زن مقبول طبق پلان و توصيه “Zeus'  توسط Hefaistos  از خاک و آب خلق گرديد.  زيوس که بر بشر قهر شده بود پلان داشت تا از طريق«شيطان زيبا»  بر انسانها ، بدی ها و رنج ها را تحميل کند . اين بدی ها و رنج ها در صندوقچه یی محصورگرديده بوده که به « پاندورا » تحفه  داده شد . همه خدايان خواستند تا اين مخلوق مقبول را ببینند و  به وی  تحفه یی بدهند . بالاخره Zeus تحفه خویش را به اين زن ميدهد و اسم زن را هم PANDORA می گذارد. پاندورا،  کسي که همه تحفه ها را گرفته باشد معنا دارد. به پاندورا گفته شده بود که در هيچ حالتی صندوقچه یی را که به وی تحفه داده شده است  باز نکند. بعد از مدتي يک روز پاندورا به اساس کنجکاویی که در باره ی محتوای صندوقچه  داشت ، بی حوصله ميشود و صندوقچه  را باز ميکند و با باز شدن  صندوقچه  از آن مرض ، جنگ، بدی ، نفرت ، و... بيرون آمده و در کره زمين پخش ميگردد و تنها چيزی که در صندوقچه  باقی می ماند « اميد » است . بالاخره اميد هم از صندوقچه  خارج ميشود....
اسطوره ی پاندورا بسيار قديمی بوده و در باره ی آن تفسير های گوناگون وجود دارند. مساله اساسی در اين اسطوره اين است که چرا بشريت با مشکلات و بدبختی های زيادی مواجه است و اين بدبختی ها از کجا آمده اند و مسووليت اين بدبختی بر دوش کیست ؟ خدايان اساطیر یونانی برعلاوه نازل کردن بدی ها و رنج ها بالای انسانها عقل آنها را هم گرفتند و دليل اين اقدام جلوگيری از بغاوت انسانها عليه خدايان بود . 

گرباچف ، پاندورای  شوروی

تحت حاکميت  حزب کمونیست در« شوروی»   نه تنها  همه چيز ظاهرا آرام و در جای شان بودند ، بل  آرزو برده ميشد تا تمام دنيا به همين شيوه ساخته و اداره شود. شوروی محکمترين دژ صلح پنداشته ميشد. مردم شوروی خوشبخترين مردم  دنيا معرفی  می شدند. هم چنان ادعا ميشد  که در اين کشور مسايل ملی و قومی حل گرديده ،  مردم ، اقوام و ملت ها در برابري با هم زنده گی ميکنند و استثمار فرد از فرد محوه شده است و پايه های مادی وفنی کمونيزم ساخته شده اند...
اما زماني که گرباچف سرپوش صندوقچه  پاندورای شوروی را بلند نمود و «گلاسنوست» را اعلام کرد،  در  آن جا  دنياي مملو از بدبختي ها، مصيبت ها، نابرابری ها... را يافتند- در واقع شوروی سابق نه دژ صلح بود،  نه مسايل ملی و قومی حل گرديده یودند و نه  هم برابری انسانها تامين شده بود. بالاخره  آن «دژ شکست ناپذير» از هم پاشيد و به جایش در نقشه سياسی جهان  کشورهای نوين و مستقلی ظهور کردند.
ميخايل گرباچف ميگويد : « مردم و به ويژه آنانی که تحصيلات عالی داشتند، ديگر حاضر نه بودند، زير سيستم خفه کننده یی که توسط  ستالين ايجاد شده بود زنده گی کنند... ما با  «گلاسنوست Glasnost»  آغاز کرديم و به مردم چانس داديم تا تشويش های خويش را آزادانه بيان کنند... ما به سوی انتخابات آزاد، پلوراليزم سياسی، آزادی مذهبی و مالکيت خصوصی رفتيم . »
ميخايل گرباچف اکنون خواهان گلاسنوست در دنيا يا «گلاسنوست جهانی»  می باشد. گرباچف بر ضرورت «تفکر نوين»  تاکيد می ورزد. 

به جمهوری ميراثي سوسيالستي کوريای شمالې خوش آمديد.

هلو، هلو،  اينجا ما هستيم . ما، کوريای شمالی . ما را فراموش نکنيد. ما مصروف راکت سازي و راکت شليک کردن هستيم و به همين وسيله ما مي توانيم  برای شما پرابلم ها را ايجاد کنيم و به همين وسيله می خواهيم شما را به گروگان بگيريم. ما هستيم و ما را فراموش نکنيد.
زماني که در يک کشور ديکتاتوری و يا استبداد حاکم باشد، ظاهرا همه چيز آرام و نورمال معلوم ميشود؛ صدای اعتراض شنيده نمی شود؛ کسی انتقاد کرده نمی تواند؛ تظاهرات و اعتصبات هم وجود ندارد؛ همه چيز بايد طبق اراده ی ديکتاتورحرکت کند.
در جامعه ی بسته و ايديولوژيک کوريايی شمالی هيچ اعتراضی شنيده نمی شود. در اين کشور همه چيز آرام است و طوري معلوم ميگردد که در اين کشور همه  مشکلات حل گرديده اند. همچنان به اساس اصل برابري سوسيالستي در اين کشور تفاوت های اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد و استثمار فرد از فرد لغو گرديده است.  درکوريا شمالی  راديو،  تلويزيون،  اخبار ... همه و همه به يک صدا به توصيف رهبر عزيز کيم. جون. ايل می پردازند و از آن ستايش ميکنند.
اما آنچه که در جامعه ی بسته ی کوريای شمالی ميگذرند و يا واقع ميشوند، حقايق ديگری را بيان ميکنند. در کوريا شمالی  مردم اسير يک ديکتاتوری  بیمار اند  و با هزارها مشکل و پرابلم مواجه می باشند. مردم کوريا شمالی از ابتدايی ترين حقوق و آزاديها محروم هستند. آنها بيکار و گرسنه اند و تحت تعقيب دايمی قرار دارند و در کشور خود و در خانه های  خودشان زندانی هستند.
 در کوريا شمالی ضرورت عاجل يک « پاندورا » به وجود آمده است تا سرپوش صندوقچه  را بلند کرده  و بدبختی های بی شمار اين کشور را برملا  سازد.  از پیش نمی توان گفت  که پاندورای کوريای شمالی کي و يا چي خواهد ؟ ولی  آنچه که به شکل بهتر و خوبتر بدبختيهاي اين کشور بدبخت را بر ملا کرده می تواند نامش دموکراسي است.

اينجا جمهوری اسلامی ايران است ....

می شنويد، مي شنويد، اینجا جمهوری اسلامی ايران است.  ما را هم فراموش نکنيد. ما هم مثل دوستان کوريایي خود نه تنها مصروف راکت سازي و راکت شليک کردن هستيم، بلکه با تمرين دموکراسي، دموکراسي را سرکوب ميکنيم. ما به مردم ميگويم بيايد  در امور مشارکت کنید بیاییید رای بدهید. وقتي که  آنها به ميدان آمدند اگر چنان که ما می خواهیم نکردند و به ما رای ندادند،  آنها را لت وکوب ميکنيم، آنها را ميکشيم و آنها را در زندان می اندازيم. اين قيمتی است که انها به خاطر دموکراسی و آزادي می پردازند. ما را فراموش نکنيد. ما بسيجی ها داريم و ما پاسداران انقلاب داريم و اينها در حمله بر مردم سخت ماهر و طور بی سابقه بی رحم هستند.
ما همين حالا مصروف ساختن بمب اتومی می باشيم. ما بايد بمب اتومی داشته باشيم. ما بايد نيرومند باشيم. جمهوری اسلامی ایران بايد نيرومند باشد. ما هم مثل دوستان کوريایی خويش توانایی ايجاد پرابلم ها را داريم.

 آخوند  !  می شنويم ، می شنويم .  می بينيم که در سرکوب، لت و کوب، کشتن و زندانی کردن مردم خويش دست بالا داری و در اين زمينه چی جراتي و چی زوری را به نمايش می گذاری.
آخوند  !  می بينيم که در دزدی کردن آرزوها و اراده ميليونها  انسان مهارت بی نظير نشان دادی و کودتا کردی . اما آخوند ، آیا  از خود سوال کرده ای که تا چه وقت می توانی سرکوب کنی ؟  تا چه وقت می توانی بکشی ؟ و تا چه وقت می توانی آرزو و اراده مردم خويش را دزدی کنی ؟ مردم حق دارند تا اراده گم شده خويش Where is my vote را تقاضا کنند .
آخوند  !   از یاد نبری که سرکوب و دزدی به معنای ضعف و شکست قطعی تان در آينده های بسيار نزديک می باشد.
آخوند !  دستگاه قرون وسطایی تان ازدرون پوسيده است و از درون خواهد پاشيد. کارگردانی «مرد کوچک» و «کاريکاتور هيتلر»  پوسيدن و ازهم پاشيدن دستگاه فاشيستی تان را سرعت بيشتر ميدهد. همچنان سرکوب و دزدی تان نشان داد که ذهنيت و تفکر دگماتيک و تغيرناپذير تان استعداد پذيرش تحولات را ندارد. شما در به کار انداختن عقل ، ناتوان هستيد و شما ايران را به سوي يک انقلاب ديگری می بريد. 

 آخوند !  ايران همان ايرانی نيست که پنج روز پيش بود. ايران ديگر همان ايران خمينی و آرزوهای خمينی هم نيست. خمينی می گفت: « زنان را به ادارات راه ندهيد، پای زن که به هر اداره باز شود ، آن اداره به فساد کشانيده مي شود» .  می گفت : « موسيقی را حذف کنيد، از اين که به شما بگويند کهنه پرست شديد نترسيد. باشد! ما کهنه پرست هستيم... موسيقی خيانت است به مملکت. موسيقی خيانت است به جوانان ما، اين موسيقي را حذفش کنيد » .  همين حالا حرف های «حضور معظم رهبری حضرت آيت الله خامنه ای» به حرف های مفت مبدل شده و مردم آن را ناديده ميگيرند. خود اين «حضور معظم رهبری»  در راس دزدان اراده،  آرزو و رأي مردم و در رأس سرکوب گران بسيجی و پاسداران انقلاب قرار دارد*.

آ خوند  !  پايه های قدرت شما سست شده اند. زمين زير پای تان ميلرزد. شما بسيار زود کنترول را از دست خواهید داد. آخوند ! زمانه از شما و شما از زمانه بيگانه هستيد. شما باختيد و تاريخ هم سند مصرف شما را امضاء کرده است. 

مساله اصلی رفتن آخوندها از قدرت است ...

مساله اصلي ، انتخابات و نتايج آن نيست . مساله اصلی اين است که مردم ، شما آخوند ها را نمی خواهند. مردم ايران از دروغ گویی، عوامفريبی و ماجراجوی احمدی نژاد  و استبداد  آخوندها خسته شده اند. مردم  خواستاردموکراسی و رفتن آخوند ها از قدرت می باشند .
آخوند !  جهان و به ويژه ما افغان ها  از شما و از مداخلات مکرر شما تا سرحد مرگ خسته شده ايم . شما ثبات و حرکت ما را به سوی دموکراسی تحمل کرده نمی توانيد. در دنياهيچ کس به اندازه ی شما افغانها را توهين و تحقير نکرده اند. شما با افغانهای مهاجر چون انسانهای درجه دوم برخورد کرديد. شما چون  فاشیست مآبانه بر سر فاميل های افغانها ريختيد و فرزندان افغان را از والدين شان و والدين را از فرزندان شان جدا کردید. شما زن را از شوهر و شوهر را از زن جدا کرديد. شما افغانها را از بام پایين انداخته و کشتيد. خون صدها افغان مظلوم و بی دفاع روی وجدان تان سنگینی می کند.
ما در ايران انتظار پيروزي دموکراسی را داريم . ما در ايران انتظار آمدن هر چه زودتر « پاندورا » را داريم ، تا جهان همه ی  آن مصيبت هایی  را که شما بر مردم خويش تحميل کرده ايد ببیند .

ايران نيرومند :

آخوند غلط کرده اي . آخوند اشتباه می کني . کشورداری و دولتمداری کار آخوندها نيست.  شما آخوندها طی سی سال حاکميت استبدادی خويش عملآ نشان داديد که شما لياقت ايجاد يک کشور نيرومند را نداريد. داشتن راکت ها و داشتن بمب اتومی نه نشانه ی نيرومندي است و نه نشانه ثبات.
تجارب و واقعيت های شوروی سابق و سرنوشت نا معلوم پاکستان اتمی به اين ادعای شما جواب منفی ميدهند. یک کشور زمانی نيرومند است که بين جامعه و دولت اعتماد موجود باشد و حاکميت از آن مردم باشد. در وجود حاکميت آخوندی تان نه چنين اعتماد وجود دارد و نه چنين اعتمادی به وجود آمده می تواند. ايران نيرومند زمانی ايجاد خواهد شد که شما آخوند ها به وظايف اصلی تان برگردانيده شويد . شما بدبختی ها ، مصيبت ها و بدی های بی شماری را برای مردم تان ذخيره کرده ايد و با آمدن دموکراسی در ايران  ديده خواهد شد که ديکتاتوري خشن مذهبی شما آخوندها چه بدی ها، چه مصيبت ها و چه بدبختی هاییی برای مردم و نسل های آينده اين کشور ذخيره کرده است.
آخوند !  شما صندوقچه ی  بدبختی ها ، مصيبت ها... را سخت سنگين کرده ايد.
 در پاکستان آنچه که به نوبت توسط جنرال ها، ملاها، ديکتاتورها،  و ازجمله جنرال ضياالحق ذخيره گرديده بود،  اکنون موجوديت پاکستان را به خطرمواجه کرده است. در پاکستان برعلاوه جنگ جاری امکانات جنگ های اتنيکی و قومی هم وجود دارند و پاکستان به سوي يک فاجعه بزرگ در حرکت است.


صندوقچه  پاندورا افغانستان چقدر سنگين و چقدر ضخيم است .

صندوقچه  پاندورا در افغانستان خانه های زيادی دارد و لست بدبختی هایی که در اين صندوقچه  جای داده شده اند هم بسيار طولانی می باشد.. در اين صندوقچه  يک دنيای سياه بدبختيها و بدی ها خفته است.  ديکتاتورها و مستبدين که پیهم آمدند و رفتند  هریک به نوبه خويش بدی ها، مصيبت ها و بدبختيهای نوينی را برای مردم ذخيره کردند.  صندوقچه  پاندورای افغانستان مملو از تحفه هایی است که طی قرن ها و به ويژه طي سي سال اخير توسط مستبدين برای مردم افغانستان هديه گرديده اند.
در صندوقچه  پاندورای افغانستان بر علاوه ی جنگ، ، مرض، نفرت، خشونت و فساد، ديکتاتوری، استبداد، انقلاب ها، کودتا ها، اعدام ها، دسيسه ها،  خود کامه گی، يکه تازی و نفی ديگران، دولت های ناکام و ضعيف ،  بی باوریهای قومی ومذهبی، بی سوادی،  سرخورده گی، یاس،  فقر، بيکاری ، بی خانه گی ومهاجرت ... هم وجود دارند.  
در افغانستان اين دموکراسی بود که سرپوش صندوقچه  مملو از مصبيت های گوناگون را بلند نمود و دموکراسی به پاندورای افغانستان مبدل شد. تنها دموکراسي اين توانایی را داشت که اين تمامی بدی ها و بدبختی ها را برملا سازد . و نبايد فراموش کرد  که تا هنوز همه چيزها برملا نشده و همه حرف ها گفته نشده اند. سال ها کار است تا محتويات اين صندوقچه  شناخته شوند و سال ها کار است تا حرف آخر گفته شود . 

موأخذ : سایت آسمایی

!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 23:48 | Sun 21 Jun 2009

اندرباب جوامع بیمار ....

 

اندرباب جوامع بیمار .... 

 

 یکا یک افراد یک جامعه را مشکل می توان بصورت فردی تحت درمان روانی قرار داد و شاید این کار خطرناک هم باشد. و این در حالی است که افراد جوامع بصورت دایم ایجاد نا بسامانی می کنند و بطور ضمنی یا صریح به حاکمین شان در اداره جوامع بصورت بیمارگونه کمک می کنند. جوامع « مانیاک »  و جوامع « افسرده » از اشکال مهم این جوامع بیمار بحساب می آیند.

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 0:0 | Sat 6 Jun 2009

شما در آن سالها کجا بودید ؟

 

آقای رییس جمهور و شرکاء  !

       شما در آن سالها کجا بودید ؟

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 22:48 | Mon 1 Jun 2009

آیا میدانی ؟

  

 آیا میدانی ؟

- وزن یک قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ،۲ میلیارد تن است ؟

- خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کند ؟

 - یک سیاهچاله در کهکشان راه شیری است که در هر ثانیه ۱۰۰۰ بار دور خود می چرخد ؟

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 20:42 | Wed 27 May 2009

آشتی ، با پیاز ....

 

  

 آشتی ، با  پیاز ....

 

پیاز قدرت فکر را بالا می برد .

 

پیاز مشابه سیر است و دارای بسیاری از ریزمغز هاست که برای بدن بسیار ضروری است ، از جمله ویتامین C ، کلسیوم و نمک های مانند ، پتاسیم ، فاسفور ، سلفر و اسید فولیک ، مقداری کمی آهن ، مس ، قله یی ، وویتامین های گروپ B نیز در پیاز موجود است . سلفر موجود در پیاز برای ضد عفونی کردن خون ، شش ها و برطرف کردن نفس تنگی و التهاب گلو و برانشیت مؤثر است . موجب تقویت غدۀ اشکی و هاضمی میشود . دارای آنتی بیوتیک است که خون و مجاری تنفسی را ضد عفونی می کند . پیاز از بیماری های قندی ، کلیوی ، مثانه ، التهاب و پندیده گی ساقها ، پروستات و روماتیزم مفصلی جلوگیری می کند .


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 21:50 | Sat 23 May 2009

مهارت های زنده گی ....

 

سپاسگذاری : از همه دوستانی که با ارسال ایمل ها و پیام های شان ، نسبت ضایعۀ عزیز خانواده من اظهار همدری نموده اند ، سپاسگذارم .

قصد دارم که گر ز دست  برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید .

 

مهارت های زنده گی ....

 

در زمان کنونی که آینده میتواند نگران کننده  به نظر برسد ، سعی داریم یا به گذشته پناه ببریم و یا خود را به سمت آینده پرتاب کنیم .

برای آنکه زنده گی حقیقی مان را تجربه کنیم ، رها شدن در لحظۀ حال میتواند ما را در بهتر زیستن یاری دهد .

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 12:44 | Sat 16 May 2009

در سوگ ، جوان ...

 

 از ما حذر کنید که ما دل شکسته ایم

 خاکستریم و بر سر آتش نشسته ایم

 در سوگ ، جوان  ... 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 14:37 | Wed 29 Apr 2009

خصوصیات رهبر آیندۀ افغانستان

 

 

خصوصیات رهبر آیندۀ افغانستان :

 و آن عبارت است  از داشتن : استقلالیت ، ابتکار در عمل ، جرئت در سیاست ،  مدیریت در رهبری ، از خواص  نهایت مهم و حیاتی یک رهبر که  در آینده بتواند افغانستان را  درست رهبری نماید بحساب مینماید . بحرانی که در شرایط موجود افغانستان را تهدید میکند ریشه های ملی ، بین المللی و منطقه یی دارد . ضعف در سطح رهبری کشور و خودکامه گی نیروهای خارجی عامل عمده بوده میتواند . اکثر کشورهای دنیا خصوصیات و ویژه گی های رییس جمهور خود را در قانون اساسی همان کشور پیش بینی کرده اند .

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 10:17 | Fri 24 Apr 2009

آیا میدانی ؟

 

 آیا میدانی ؟


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 1:7 | Tue 21 Apr 2009

RSS