افغانستان پس از پنج سال ....
استفان زونیس ،
پروفیسورعلوم سیاسی
دانشگاه سانفرانسیسکو
در پنجمین سالگرد جنگی که به سرکرده گی ایالات متحده برعلیه افغانستان در گرفته است، طالبان در موضع حمله است. بسیاری از روستا ها دردست جنگ سالاران و قاچاقچیان تریاک می باشند، تلفات ایالات متحده رو به افزایش است و در واقع بسیاری از افغان ها دروضعیت بدتری ازآن چه که بودند، هستند .
آمار و ارقام سازمان ملل، استاندارد زنده گی در افغانستان را در رده بدترین استاندارهای دنیا قرار می دهد. حد متوسط زندگی درافغانستان کمتر از 45 سال می باشد. درآمد سرانه در افغانستان 200 دلار است. درجه مرگ ومیر نوزادان در بالاترین درجه خود در سطح جهان است. اقتصاد افغانستان، با توجه به این که 24 میلیون مردم این کشور به کمک های خارجی، به تجارت تریاک و به پول هایی که از سوی افغان های مهاجر مقیم خارج می رسد وابسته می باشد، هیچ گونه عملکردی ندارد.
دولت پرزیدنت حامدکرزی که از سوی ایالات متحده حمایت می شود، از کمترین اعتباردر سطح کشور برخوردار است، افغان ها به طور عادی از وی به عنوان « شهردارکابل » نام می برند، زیرا اتوریته وی از پایتخت، یعنی کابل فراتر نمی رود و با درنظر گرفتن فقدان اتوریته واقعی وی در رابطه با اشغال نیرو های ایالات متحده، مردم او را با تمسخر « معاون سفیرامریکا» خطاب می کنند. افغان ها از نظر تاریخی به رهبران قدرتمندی که حد اقل تا حدودی بتوانند امنیت و مساعدت های تدریجی اقتصادی را تامین کنند، احترام می گذارند، کرزی اصلا قادر نبوده است هیچ یک از این ها را برای اکثریت مردم کشورش فراهم سازد .
انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با مدیریت ایالات متحده و انتخابات پارلمانی سال گذشته که با کمترین نظرخواهی از مردم در رابطه با ساختار و زمان آن سازماندهی شده بود، با تقلبات بسیاری همراه بود، از جمله ریختن آراء اضافی در صندوق ها، خریداری رای، ارعاب و چند بار رای دادن . مقامات امریکایی بر چندین نفر از نامزد های ریاست جمهوری فعالانه فشار آوردند تا نامزدی خود را پس بگیرند و به تضمین انتخابات کرزی کمک کنند. اکثر تصمیمات سیاسی که برزندگی مردم تاثیر می گذارد را جنگ سالارانی که انتخاب نشدند، اتخاذ می نمایند.
بارنت رابین، یکی از بهترین محققین امریکا در زمینه افغانستان، آنرا به مثابه کشوری توصیف می کند که فاقد « نهاد های حکومتی عمل کننده، کشوری که ارتش واقعی و پلیس موءثری ندارد. دولت متزلزل استانی اش، به سختی با دولت مرکزی ارتباط دارد، تا چه برسد به این که فرماندار آن باشد. بیشتر درآمد های ناچیز حاصل از مالیات، بطور غیرقانونی توسط مقامات محلی ای گرفته می شود که با عنوان های رسمی شان دست کمی از جنگ سالار ندارند . »
به نظر رابین، هدف سیاست ایالات متحده در افغانستان « این نبود که یک رژیم بهتری را برای مردم افغانستان برقرار سازد، بلکه این بود که جنگ سالاران را استخدام کند، و آنها را در مقابله بر علیه القاعده قوی سازد . »
اگرچه اکنون زنان اجازه دارند که به مدرسه بروند و بدون همراهی یک مرد فامیل خانه را ترک کنند، اما در بیشتر قسمت های افغانستان، اکثر آنها از ترس دزدیده شدن و مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن، از دست زدن به این کار وحشت دارند. دیده بان حقوق بشر گزارش می دهد که علیرغم خلع ید طالبان جاهل، خشونت برعلیه زنان و دختران همچنان پابرجاست .
وضع امنیت در روستا ها آن چنان بد است که گروهای داکتران بدون مرز، مجبور به ترک کامل کشور شدند- این گروهی است که در طول جنگ شوروی و اشغال افغانستان در سال های 1980 در دوره جنگ های داخلی و در دوران هرج ومرج در اوایل تا اواسط سال های 1990 و سرکوب وحشیانه طالبان در سال 2001 در افغانستان باقی مانده بود- .
هنوز دولت بوش به انکار بدترشدن وضعیت در افغانستان ادامه می دهد، اخیرا پریزیدنت بوش مدعی گشت که وضع آنچنان در افغانستان خوب است که« به دیگران الهام می بخشد، آزادی خود را مطالبه کنند... » و معاون رییس جمهور، چینی از زوال سریع جمهوری افغانستان بعنوان « ملت برخاسته » نام می برد. وزیر دفاع، رامسفیلد نیز قبلا افغانستان جدید را به عنوان « فضیلت نفس گیر» و« یک مدل موفق» توصیف کرد ...
سازمان عفو بین الملل گزارش می دهد که در طول سال گذشته « دولت و یاران بین المللی اش، در تامین امنیت مردم افغانستان همچنان ناتوان باقی مانده است. عدم حضور نظم قانون و یک سیستم عمل کننده قضایی در امور جنایی، بسیاری از قربانیان تجاوز به حقوق بشر را بدون هیچ فریادرسی گذاشته است. بخصوص زنان را... بیش از هزار نفر از مردم عادی در حملات ایالات متحده، نیروی ایتلافی و گروه های مسلح کشته شدند. نیروهای ایالات متحده به دستگیری های مستبدانه و بازداشت های نا محدود ادامه می دهند. »
دولت امریکا، از آزار زندانیان و دیگر انواع تجاوز به قوانین بین المللی حقوق بشر گزارشی نمی دهد. سال گذشته هنگامی که تظاهرات ضد آمریکایی مردم خشمگین در شهر های افغانستان در اعتراض به آزار زندانیان افغانی توسط زندانبانان آمریکایی، صورت گرفت، پلیس افغانستان که تحت فرمان ایالات متحده است، برروی جمعیت آتش گشود و 16 کشته به جای گذاشت. هنگامی که مجله نیوزویک از آزار زندانیان افغانی گزارش داد، رامسفیلد این مجله را تقبیح کرده و اخطار داد که « مردم باید مراقب باشند که چه می گویند. » دولت بوش تقاضای پرزیدنت کرزی مبنی بر این که امریکا تاکتیک هایش را بازنگری کند و اجازه بدهند افغان ها بر پلیس و عملیات نظامی کنترول بیشتری داشته باشند را ، رد کرد .
اکنون جنگ سالاران، که شامل جنایتکاران جنگی می باشند وقبل از قدرت گیری طالبان بر مردم ستم میکردند، در چندین استان افغانستان حکومت میکنند، در شمال کشور، آنها در واقع با رهبران قدیمی رژیم مدافع شوروی، که ایالات متحده برعلیه آنها در سال های 1980 جنگ کرد، متحد شده اند.
اکنون تعدادی از جنگ سالاران رسوا ، در کابینه هستند و در رژیم حمایت شده از سوی ایالات متحده، پست های بالایی دارند. کتی گانون، که 18 سال به عنوان خبرنگار آسوشیتدپرس در کابل کار کرد، در کتاب جدید خود می گوید که دولت افغانستان متشکل از « بزرگترین اجتماع قاتلین مردم است که شما می توانید در یک جا جمع کنید. » گانون گزارش می دهد که « شرارت معاون وزیر دفاع افغانستان، عبدالرشید دوستم، افسانوی است .» ایالات متحده که قدرت نفوذ عظیمی بردولت افغانستان دارد،از اینکه بر کابل فشار بیاورد که این جنایت کاران جنگی را به محاکمه بکشد، خودداری کرد. در واقع، مقامات بالای ارتش ایالات متحده با جنایتکاران جنگی عبدالرشید دوستم، در رابطه با مسایل مربوط به امنیت داخلی از نزدیک کار می کنند .
سر برآوردن صاحبان مواد مخدر .
افغانستان در 15 سال پیش 90 درصد هرویینی را که به اروپا وارد میشد، تامین می کرد. هنگامی که طالبان قدرت را در سال 1996 بدست گرفتند، بر بیشترین کاهش تولید تریاک در طول نیم قرن گذشته، فشار آورد، یعنی کاهش تا پایینترین مقدار در طول دهه پیشین خود، درواقع تمام آن محصولاتی که در زمان شروع بمباران های ایالات متحده در5 سال پیش در افغانستان باقی مانده بود، در مناطقی بود که تحت کنترول اتحاد شمال قرار داشت، همان کسانی که بعدا ایالات متحده کمک کرد که به قدرت برسند. فی الواقع دولت بوش در نزدیکی با صاحبان مواد مخدر یک سابقه تاریخی داشته است. حضرت علی و حاجی محمد زمان که به همراه نیروهای ایالات متحده، حمله زمینی افغانستان به متصرفات القاعده در تورابوره را رهبری کرد، مدت هاست که بزرگترین صاحبان موادمخدر و تریاک در مناطق پشتون افغانستان هستند .
افغانستان در سال گذشته بیشترین کشت خشخاش تریاک را در تاریخ خود دیده است. چیزی که یک سوم کامل اقتصاد افغانستان را دربر میگیرد. بیش از 92 در صد هرویین غیرقانونی دنیا اکنون از افغانستان می آید. این امر باعث شده است که نرخ هرویین به طور دراماتیکی کاهش یافته و مصرف آن افزایش یابد. دفتر سازمان ملل در زمینه مواد مخدر و جنایات، در تحقیقات سالانه خود گزارش داد که « کشت تریاک در افغانستان از کنترول خارج است.» و این که « تریاک افغانستان دارد به شورش در آسیای غربی سوخت می دهد و مافیای بین المللی را تغذیه می کند و هرساله باعث صد هزار کشته براثر افراط در مواد می شود.»
دولت بوش مانع فشار آوردن برای اقدام برعلیه صاحبان مواد مخدر گردیده است، از بمباران آزمایشگاهای مواد مخدر خوداری می کند، و به ارتش رهنمود میدهد که در صورتی که با محصولات تریاک و یا هرویین روبرو شدند، هیچ اقدامی نکنند. جیمز رایزن، خبرنگار نیویورک تایمز در کتاب خود تحت عنوان سرزمین جنگ، گزارش می دهد که رامسفیلد شخصا با فرماندهان نظامی افغانستان که مشهور است جزو « پدر خوانده های قاچاق مواد مخدر» می باشند، ملاقات کرد و به آنها اطمینان داد تا زمانی که متحدین ایالات متحده باقی بمانند، دستگاه غیرقانونی آنها تحمل خواهد شد .
صرفنظر از تاثیر افزایش تولید تریاک بر معتادین و جامعه آنها، از سرگیری تولید تریاک در یک مقیاس وسیع در افغانستان، تهدید مهمی است بر ثبات افغانستان، زیرا مواد مخدر یکی از منابع اصلی جنگ سالاریی است که این چنین ویرانی را در کشور بوجود آورده است. طالبان علیرغم کاهش تولید تریاک در دوران قدرت خود، اکنون دارد از مردمی که خشخاش می کارند، مالیات می گیرد تا ارتش تازه بازسازی شده خود را از این طریق تا 70 فیصد تامین مالی نماید. تداوم خشونت از 5 سال پیش که ایالات متحده جنگ اش را آغاز کرد، باعث شده است که تمام طرفین، از تجارت مواد مخدر برای پیش برد قدرت و نفوذ خود استفاده کنند .
ایالات متحده از آوردن نظم به کشور پس از حمله به افغانستان و سرنگونی دولت آن در 5 سال پیش، قصور ورزید، طالبان بطور تراژیکی در حال بازگشت است. فساد بسیار در درون دولت حمایت شده از سوی ایالات متحده و هم چنین کشتار مداوم مردم عادی توسط عملیات نظامی ایالات متحده به خشم عمومی مردم افزوده و به سوخت رسانی برای تجدید حیات طالبان کمک کرد. دیوید ریچاردز ژنرال بریتانیایی فرمانده ناتو در افغانستان در یک مصاحبه گفت که اگر شرایط برای مردم عادی افغان بزودی بهتر نشود، اکثرا ممکن است به حمایت از طالبان بپردازند. ریچاردز گفت، اگرچه افغانی ها از « زندگی تلخ و نامطلوب » در تحت جنبش افراطی اسلامی باخبر هستند، اما 70 در صد جمعیت، بازگشت حکومت طالبان را ترجیح می دهند چنان چه نیروهای اییتلافی به رهبری ایلات متحده درارتقای کنکرت و قابل رویت زندگی شهروندان عادی قصور ورزند .
حملات طالبان در سال گذشته جان بیش از 2800 افغانی و 160 نفر از سربازان اییتلاف را گرفته است. در شش ماه گذشته، تقویت قدرت سربازان ایالات متحده به 15 در صد و به عبارت دیگر 22000 نفر افزایش یافت. و تعداد تلفات سربازان ایالات متحده، حتی نسبت به تعداد تلفات در عراق، بالاتر است.
اولویت های عوضی ایالات متحده .
ایالت متحده تا همین اواخر که فرماندهی عملیات نظامی افغان را به ناتو منتقل کرد وبرای گسیل نیروی بیشتر از کانادا و کشور های مختلف اروپا فشار آورد، از کشور های دیگر بطور فعالی حمایت نخواست، به خاطر این که آشکارا تمایل داشت سمت و سوی سیاسی و اقتصادی بعد از طالبان در افغانستان را خود تعیین کند. در عوض، امنیت قسمت های بسیاری از کشور را با قرارداد بستن با جنگ سالاران، بدست آنها سپرد. یعنی بدست کسانی که در واقع به بی ثبات سازی افغانستان خدمت کردند. اگرچه در ابتدا کرزی سعی کرد که از قدرت جنگ سالاران جلوگیری کند، اما ایالات متحده داوطلبانه قدرت آنها را تقویت کرد، علاوه براین، به دنبال سقوط طالبان، ایالات متحده فراخوان بین المللی استقرار نیروی چند ملیتی با تعداد مناسب برای حفظ نظم، که تعداد بسیاری از سربازان کشورهای اسلامی را شامل می شد، رد کرد. اگر ایالات متحده به استقرار امنیت ورای کابل، اولویت می داد، دولت جدید افغان آسانتر قدرت خود را جمع و جور می کرد و جنگ سالاران و دیگر عناصر قاچاقچی را خلع سلاح می نمود، امنیت مناسب و پروژه های توسعه می توانست دولت را قادر سازد که حمایت بیشتری کسب کند و علاوه برآن قدرت قاچاقچیان مواد مخدر از بین می رفت و کشاورزان بجای کشت خشخاش راه های بهتری برای امرار معاش پیدا می کردند.
پریزدنت کرزی عدم کمک برای توسعه از سوی امریکا را مورد انتقاد قرارداد، بخشا در مقایسه با نیم تریلیون دلاری که ایالات متحده در عراق سرازیر کرد. ایالات متحده دردو سال اخیر 30 درصد از مخارج بازسازی افغانستان را کاهش داد تا برای جنگ در عراق خرج کند و مقدار بسیار کمی از کمک های توسعه که توسط ایالات متحده قول داده شده بود، برای کمک به مردم عادی افغانی صرف شد . 14 درصد کمک های ایالات متحده به افغانستان در واقع صرف پروژه های توسعه میشود. تازه نصف آن هم به مشاوران تکنیکی گرانقیمت مشکوک پرداخت میشود و بخش زیادی از بقیه هم صرف خرید تولیدات امریکایی میشود، تولیداتی که ارزش آنها در رابطه با اولویت های توسعه افغانستان، مورد سوال است. درواقع کمک های اقتصادی امریکا برای بازسازی مملکت، فقط یک بخش از آن مقداری است که ایالات متحده برای بمباران افغانستان خرج کرده است .
کرزی همچنین از ایالات متحده خواست که ارتش خودرا برای متوقف ساختن سیل مردم و اسلحه هایی که از مخفی گاههای پاکستان سرازیر میشود، بکار گیرد، بجای اینکه مناطقی را که مردم درآن ساکن هستند بمباران هوایی نماید و خانه های شخصی مردم را مورد هجوم قراردهد. امری که مردم عادی افغان را از دولت دور میسازد و سمپاتی به طالبان را افزایش میدهد. البته به عنوان یک کشور بطور صوری مستقل، دولت افغانستان هیچ کنترولی برعملیات ارتش ایالات متحده در کشورندارد و سربازان ایالات متحده میتوانند شهروندان افغانی را بدون هیچ اتهامی، بدون اینکه هیچ مجوزی از دولت شان کسب کنند، بطور نامحدودی بازداشت کنند .
درماندگی ایالات متحده درافغانستان، ارتباط نزدیکی با تصمیم آن در اشغال عراق دارد. اگرچه رسانه ها و رهبران حزب دموکرات اشتباهات فجیع سیاست ایالات متحده درعراق را بطور روزافزونی مورد تایید قرار داده اند، اما فقط چند تن از آنها در مورد فجایعی که دولت بوش در افغانستان برای دستگیری اوسامه بنلادن درپایان سال 2001 در توره بوره مرتکب شد، صدای شان را بلند کردند .

