تبليغاتX
کمال کابلی

پاسخ به جناب اسد بودا ...

مرحوم پاسکال عالم هندسه و ریاضی بود ، نه مخترع کامپیوتر . کامپیوتر در سال 1941 بوجود آمد یعنی 279 سال پس از مرگ پاسکال مغفور متوفا در سال ۱۶۶۲ پاریس . تهمت به مرده ها که خوب نیست . مثلث پاسکال و انتی گرال به نام اوست . پاسکال را خواهرش در جوانی ، به « اجبار »  وقف کلیسا کرد ، چون دانش را شهود روانی و شبیه اشتهای جنسی میدانست . پاسکال شیفته علوم بود نه الهیات . باری به خواهرش نوشت « ... گمان نمی کنم ناچار باشم اندیشه ها و حکم های را که از گذشته بما رسیده است بپذیرم ، مگر آن که استدلالی منطقی و بی تردید داشته باشند . و به نظر من نهایت ضعف و نادانی است که ، به حقیقت های روشن و مسلم گردن ننهیم و به اندیشه های کهنه خود باور داشته باشیم . »

و کشف آن جناب که : «  تز و آنتی تز و سنتیز کارل مارکس ، ریشه در معرفت انجیلی ، پدر ، روح القدس و پسر دارد ؟؟إإ » ،  فاعتبروا  یا اولی الابصار . ای والله .

و اما در مورد خدابیامرز « انشتاین » آنچه را که زکریای رازی هزار سال قبل در رد تورات نوشت و کتاب هایش به آتش کشیده شد ، انشتاین در قرن بیست دوباره تکرار کرد . انشتین باور داشت که از عمر زمین چهار میلیارد و هشتصد میلیون سال می گذرد ، نه پنج هزار سال که آمده در تورات . اینکه انشتاین خدا باور بود ، کرام الکاتبین هم میگویند که بود . اما خدای انشتین ، خدای ولتر است نویسنده  « دکسیونر فلسفی » و کانت و هگل و هشت صد سال پیش از فروغ اندیشمندانی چون راوندی ، سرخسی ، بوعلی سینای بلخی ، زکریای رازی و دو قرن بعد خیام . اسپینوزا فیلسوف هالندی ، زیگموند فروید و ... باری انشتین گفت : اصولا دورانی که شمشیر پشتوانه ای برای مذهبی باشد ، سپری شده است . خدای انشتین ، خدای دانش و معرفت بود نه جهالت و خردباختگی . خدایی که این کاینات را آفرید که در او وهم و عقل گم می شود . خدای انتشتاین ، هزاران میلیارد میلیارد آفتاب را در بیلیون ها کهکشان ، بدون قلم و کاغذ در مدار های منظم در گردش در آورده است ، بدون وقوع حادثه ترافیکی ، بی وقفه وعارضه و خللی . انشتین کاشف سیاه چاله ها در کهکشان راه شیری هم بود که از جازبه آن حتی نور با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه ، یک میلیارد و هشتاد میلیون کیلومتر در ساعت ، قدرت گریز ندارد .  حدود گسترش  آن بخش از کاینات را که برای بشر قابل رویت است ، 15 تا 20 میلیارد سال نوری تخمین زد . بقیه کهکشان ها در تاریکی عالم ناپدید اند .

لیکن انشتاین به یهوه ای تورات باور نداشت ، که با یعقوب پیامبر تا فجرصبح ، کشتی گرفت و مساوی کرد و ناگزیر با لگد پای یعقوب را فلج کرد ، با ابراهیم کباب بره خورد و به موسی پیوسته تاکید داشت که اطفال تانرا ختنه کنید، ورنه در جنت راهی نیست .

  « پوستی را که خودش بالای ذکر مردان ، خود رویانده بود » . و نواسه های یعقوب « اونان و عیر » را میراند زیرا که از آنان خوشش نمی آمد . رحم « راحل » زن یعقوب را بست تا یعقوب به خواهر زنش « لیه » در آمد و از او شش فرزند کرد و بعد یهوه ، رحم راحل را در سن 95 سالگی گشود تا یوسف را بزاد ... إإ

و ... نمیدانم چرا عادت کرده ایم تا برای توضیح هر کج فهمی ساده وبی اهمیت ، نظیر استنجا و غسل جنابت هم باید از یک ردیف فیلسوفان نام ببریم و همواره برای یک ارزن واقعیت ، یک سبد واژه را مخلوط کنیم ؟إ

در مورد اینکه امریکا در تکنالوژی جلو است به این مفهوم نیست که همه مردم امریکا روشنفکران و فیلسوفان عالم اند . اگر نوام چامسکی و فوکو یاما را حذف کنی ، امریکا دیگر کی ها را خواهد داشت ؟

 75 میلیون انجلیک های آمریکایی ، تاریک ذهن تر از سیاهان افریقایی اند . رییس جمهور کارتر ، قبل از تصامیم مهم ، دو رکعت نماز نفل میخواند . خداباوری همین مستر بوش کمتر از ملا عمر نیست . در جواب پرسنده که پرسیده بود :  

«  کدام فیلسوف  به نظر شما بهتر است ؟ » ، بوش گفت : عیسا فیلسوف .

در مورد ظریب هوش افراد آنچه نقل قول شده ، نتیجه تحقیقات و مطالعات چندین مرکز علمی و تحقیقاتی معتبر امریکایی بوده نه حرف من . همان ها که در تعریف آخوند گفتند :  که اولین شارلاتانی  بود که با اولین آدم بی مغز و خردباخته مواجه شد .

 وانگهی باور های سنتی یک اختیار عقلانی است ، هر کسی را به سهم هوش و عقل و باور هایش گفته آمده اند .

 به شهر ما چنین بود : که زاهدی رنجور شده بود و او را اشارت کردند به خوردن دارو ،  و او از زهد نخورد و بمرد .

 

من به اندازه یک ابر دلم می گیرد

وقتی از پنجره می بینم ، حوری

دختر نابالغ همسایه

پای کمیاب ترین نارون روی زمین

فقه می خواند ...

من مسلمانم

 قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه ، مهرم نور

دشت سجادهء من .

 

+ نوشته شده توسط کمال کابلی در Mon 19 Feb 2007 و ساعت 12:18 |

ریش نتراشید ،  و شارب* نگذارید « بتراشید » ....

پاداش را از زبان شهید عالیقدر محراب ، آیت الله العظمی سید عبدالحسین دستغیب شیرازی ، پیر شیراز، وضو ساخته از چشمه عشق ، عارف ربانی ، رضوان الله علیه بشنویم .

« قصری است در بهشت مخصوص هر مومن ، از مروارید و یاقوت و زبرجد و سقف طلا ، که هفتاد خانه دارد از یاقوت سرخ ، و در هر غرفه هفتاد حجره است از زمرد سبز ، و در هر حجره هفتاد تخت است ، و بر هر تختی هفتاد فرش ، و بر هر فرشی یک حورالعین « که به حساب ریاضی جمعا 24 میلیون حورالعین برای هر مومن میشود » و در هر حجره ای هفتاد خوان طعام ، و در هر خوانی هفتاد قسم طعام ، که گوشت مرغ از آنچه میل داشته باشید در آن موجود است » و چیز های دیگری در این مورد نیز مومن غالبا از معنی آنها سر در نمی آورد ، سلسبیل ، تسنیم ...

 ضمنا هرشب هفته در خانه یکی از انبیاء مهمانی دایر است . که عموم مومنین در آن دعوت دارند ، و در شب جمعه میزبان این ضیافت خود خداوند عالمین است ....

در مکتب آخوند ، اگر ریش تراشیدی و شارب گذاشتی ، هشدار ....

سکرات موت ، شب اول قبر ، گرزهای آتشین نکیر و منکر ، غرش رعد آسای ملک الموت ، تازیانه های مشتعل ، سیخهای ملایک عذاب ، مطرقه و سندان برای شکستن استخوانها ، آب جوشان برای پاره کردن روده ها ، ماری که از سر تا گردنش هفتاد سال راه است و عقربی که سرش در آسمان هفتم و دمش در زمین هفتم  .  و دهانش از مغرب تا مشرق ، و عمله عذاب که نفسی چون زبانه آتش دارند ، و خوراکی که از چرک و خون عورت زناکارن تهیه شده است ، و لباس هایی از قطران سوزان ، و چیز های دیگری فهم معنی آنها برای مومن دشوار است ، ولی میدانید که بهر حال چیز های بسیار بدی هستند :

  سعیر ، جهیم ، هاویه ، سقر ، حطمه ، ضریع ، حنظل ، حمیم ، حربیش ...

 اما گمان مبرید که چنین کیفری فقط به گناهان کبیره تعلق میگیرد . در مکتب روحانیت مبارز ،

 گناه کبیره و صغیره وجود ندارد .

 فی المثل در کتاب معتبر مجمع المعارف و مخزن العوارف ( عین دوم ، در بیان شداید مرگ و احوال قبر ) تصریح شده است که :

این عاقبت آن بی سعادت است که در این دنیا ریش تراشیده و شارب گذاشته و از این راه خودش را از شفاعت رسول خدا محروم کرد ....

 

 

 

+ نوشته شده توسط کمال کابلی در Fri 16 Feb 2007 و ساعت 22:3 |

خروج از نابالغی ...

 و نا بالغی  ؟

ناتوانی در بکار گرفتن فهم خویش است

 بدون هدایت دیگری .... 

 از منابع ایرانی ....

 

بر اساس تحقیقات و مطالعات گستردهای که از سال 1927 توسط سی- آی - ای و چندین مرکز علمی و تحقیقاتی معتبر در آمریکا به روی اقشار مختلف جامعه صورت گرفت ، مشخص شده که هر چه قدر گرایشات مذهبی درافراد بیشتر باشد ضریب هوشی آنها کمتر است و بالعکس هر چقدر ضریب هوشی بالا میرود میل به دینداری کمتر میشود.  بر طبق آمارهای ثبت شده از همان سال میتوان گفت که :

 میزان علم و دانش در افراد، ارتباط معکوس با دین‌داری دارد بطوری که آمارها نشان میدهند حدود 90% از مردم آمریکا به خدا اعتقاد دارند ولی فقط 40% از تمام کسانی که دارای مدرک لیسانس و 10% از کسانی که دارای مدارک علمی بالاتر هستند پایبند به دین و آئین خاصی هستند و الباقی هیچ نوع گرایش دینی ندارند.  پس با توسل به این تحقیقات میتوان نتیجه گرفت که بهترین راه اسـتعمار و استـحمار برای هر ملتی ایجاد یک حکومت مذهبی رادیکالی در آن کشور است چرا که در آن صورت دانشمندان و متفکران آن جامعه به آغوش باز استعمارگر فرار خواهند کرد.  مخالفین به عنوان مرتدّ دینی توسط سایرین از بین خواهند رفت، و در نهایت آنان که باقی خواهند ماند برده گانی هستند در حصار اصول و فروع دین و آماده اجراء فتواهای رنگارنگ صاحبان منافع .

آری ، از همان نخستین روزهائی که بخاطر بیکفایتی و بی‌درایتی دولت مردان ایران زمین پای جماعت اجنبی به این سرزمین رسید به خوبی پی به قدر و ارزش این آب و خاک و سادگی و صداقت مردمانش بردند و هر از چند گاهی یا به زور جنگ و ستیز و یا با خدعه و نیرنگ برای بدست آوردن این ملک بی همتا تلاش کردند از همان سال‌ها که عرب‌ها به زور شمشیر برای ما اسـلام را به ارمغان آوردند و اولین حکومت استبدادی مذهبی در ایران شکل گرفت، سر سلسلۀ استعمار ایرانیان پایه ریزی شد چرا که حکومتیان برای ابقاء حکومتشان هر مزخرف و خرافه‌ای را از کانال پیشوایان مذهبی و در قالب دین به خورد مردم ساده دل ایران دادند. این سلسله در ادوار مختلف دچار فراز و نشیب های بسیاری شد تا اینکه دوباره در سال 1357 خورشیدی به کمک عوامل غرب با رنگ و لعابی تازه جانی دوباره گرفت و زمانی آن رسید تا با کنار زدن شاه و ایجاد یک حکومت مذهبی وابسته به غرب ، زمینه‌های تسلط مطلق بر ایران زمین را پدید آورند و همانطور که همه ما میدانیم این طرح نه تنها در ایران بلکه در کشورهای زیادی اجرا شد و به ثمر نشست تا جائی که هماکنون22% از مردم جهان مسلمانند ولی کمتر از 5% از تولید ناخالص ملی در جهان به نام آنها ثبت شده و قابل توجه است که این میزان تولید نیز تاکنون سیر نزولی داشته است.  مطابق با گزارش سازمان ملل، نیمی از زنان در کشور های عربی بی‌سوادند و از هر 5 نفر عرب ، یک نفر با کمتر از دو دلار در روز زندگی میکند، تنها یک درصد از جمعیت کشورهای عربی دارای کامپیوتر هستند و فقط نیم درصد از آنها از اینترنت استفاده میکنند.  بطور متوسط 15 درصد ازافرادی که در این کشورها توانائی کار دارند بی‌کارند و پیش بینی میشود که میزان بیکاری تا سال 2010 به دو برابر افزایش پیدا کند.  میانگین رشد درآمد سرانه سالانه طی 20 سال گذشته در کشورهای عربی فقط نیم درصد بوده که این مقدار بجز صحرای آفریقا کمترین میزان رشد در جهان بوده‌است . تولید ناخالص کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر، که عمدتاً نفت است مجموعاً 430 میلیارد دلار و تولید ناخالص 57 کشور اسلامی در مجموع کمتر از دو تریلیون دلار است در صورتی که کشورهای آمریکا 4.10 ،  چین 7.5 ، ژاپن 5.3 ، هند 3 و آلمان 2.1 تریلیون دلار دارای  تولید ناخالص هستند.

شش تا از فقیرترین کشورهای جهان، اکثر جمعیت‌شان را مسلمانان تشکیل میدهند. اتیوپی ، سریلانکا ، سیرالئون ، افغانستان ، کامبوج ، سومالی ، نیجریه ، موزامبیک و پاکستان از فقیرترین کشورهای جهانند.

در 57 کشور مسلمان بطور میانگین، 10 دانشگاه به ازاء هرکشور وجود دارد یعنی برای 4.1 میلیارد مسلمانی که واجد شرایط تحصیلی میباشند کمتر از 600 دانشگاه موجود است این در حالیست که در هر کدام از کشورهای آمریکا 5785 و در هند 8407 دانشگاه موجود است.

با وجودی‌که مسلمانان 22 درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند فقط یک درصد از جوایز نوبل را به خود اختصاص داده‌اند یعنی ظرف 105 سال گذشته فقط 8 مسلمان موفق به کسب این جایزه شده‌اند که آخرین آنها عبدالسلام متولد پاکستان بود که تحصیلات و تحقیقات خود را در باب فیزیک در ایتالیا و انگلستان به‌انجام رسانده بود و دیگری احمد زوایلی بود که در باب شیمی تحقیقات خود را در موسسۀ تحقیقاتی تکنولوژی کالیفرنیا به ثمر رساند.  در عین حال در همین زمان یهودیان با جمعیت 14 میلیون نفر یعنی فقط 0.23 درصد از جمعیت جهان،  167 جایزه نوبل یعنی 22 درصد از کل جوایز را از آن خود کرده‌اند.

  از 4.1 میلیون نفر مسلمان، کمتر از 300 هزار محقق و پژوهشگر واجد شرایط شناسائی شده در حالیکه در کشورهای آمریکا 1.1میلیون نفر و ژاپن 700 هزار نفر پژوهشگر فعال هستند، بطور کلی آمارها نشان میدهند از 4.1 میلیارد مسلمان در جهان 800 میلیون نفر آنها کاملاً بی‌سوادند.

با توجه به این آمار و ارقام مستند، هر انسان عاقل و بالغی میتواند دلیل وجود حکومت‌های اسلامی و رادیکالیسم مذهبی را  در کشور های غنی و صاحب انرژی درک کند و نیز واضح و مبرهن است که علت پیدایش جمهوری اسلامی در ایران و همچنین فیلتر شدن اینترنت و شبکه‌های خبری ، کشتن و زندانی کردن اندیشمندان و متفکران، کتمان و گاهاً تحریف اخبار و واقعیات، کشتن و زندانی کردن دهها نویسنده، روزنامه نگار، عکاس خبری و خبرنگار و دهها جنایت دیگر، همگی به جهت وجود منابع انرژی و معادن بی همتا در ایران است. همانطور که قبلاً اشاره شد با بالا رفتن سطح معلومات عمومی در جهان همه میدانند که علم ، لازمۀ صحیح‌تر زیستن و ثروت وسیله‌ای‌ست برای بهتر زیستن است و مذ‌هب مقوله ای‌ست شخصی چرا که هر کس با تحقیق و تفحص در خود و جهان هستی است که می‌تواند راه صحیح رسیدن به کمال را بر گزیند.

امید است تا مردم ایران نیز بتواند هر چه زودتر خرافه‌پرستی و تعصبات کور کورانه مذهبی را که عامل اصلی بی‌سوادی، فقر مالی و فرهنگی و بدبختی مردم در جامعه بوده و هست را، ریشه‌کن کند و با انتخاب دولتی دموکرات و سکولار، ایرانی آباد و آزاد و سربلند بسازد تا همه با هم و در کنار هم از هر قوم و قبیله و با هر فکر وعقیده و اصولاً با تمام تفاوت‌های عقیدتی ، و باورها ... 

 

 

+ نوشته شده توسط کمال کابلی در Fri 16 Feb 2007 و ساعت 20:33 |

درینجا ، روز عشاق        

آتش و خون در عراق ....

 

باری جورج بوش گفته بود :

 برای دیگران آنچه را بخواهیم ، که لایق آنند .

  درین روز ، برای عراقی ها ، فلسطینی ها و افغان ها ، به اندازه ی یک ابر دلم می گرید.

 

اگر ظاهر و پوست آدم ها را در نظر نگیریم ، شادی و غم و درد ، عشق و امید و دوستی ،

 در تمام انسان ها مشترک بوده و هست و خواهد بود .

                                   

عساکر امریکایی به فرمان جورج بوش ، سال گذشته 33000 عراقی را به قتل رسانیدند . از آغاز جنگ عراق تا کنون 560000 عراقی جان باخته اند . سرزمین عراق به تنوره ای آتش و خون بدل گردیده است . اخبار انفجار و کشتار روزانه در مطبوعات جهان ، مانند اخبار فلسطین به امر عادی بدل گشته است . یکصد و سی دو هزار عساکر دریایی آمریکا در عراق ، صبح تا شام مصروف ویرانی و کشتار مردم بیگناه عراق اند . و تازه بیست و یک هزار دیگر برای ادامه این جنایت عازم این کشور میگردند . در آغاز بهانه موجودیت سلاح کشتار جمعی و دست داشتن  صدام حسین با القاعده بود که جورج بوش و شرکا ، شتاب زده به عراق هجوم بردند . بی توجه به سازمان ملل متحد و پا گذاشتن بر افکار عامه جهان ، این عملیات را ادامه دادند و نتیجه تفصحات ؟ جز رو سیاهی برای عاملان آن ، چیزی دیگری به بار نیاورد .                                             

 دیروز اداره بازرسی پنتاگون اعلام کرد که : « داگلاس فایت » معاون سیاستگذاری دونالد رامسفیلد وزیر دفاع سابق امریکا ، برآورد های « نادرستی » از ارتباط صدام حسین با شبکه القاعده تهیه کرده بوده است .

به عقیده کارشناسان ، در واشنگتن یک خط بسیار جا افتاده هنوز هم در حال تکرار این مسله است که عراق دارای سلاح کشتار جمعی بود و سازنده گان سیاست ها ، آنرا به عنوان تهدیدی جدی به فکر مردم تزریق میکنند .

با حدس و گمان و تهدید نباید به جلو رفت ، بدون در دست داشتن هیچ گونه دلیلی ، وارد جنگ شدن نشانه عدم مسولیت است . به قول اسکات ریتر سیاستمدار امریکایی :

ما میتوانیم مسایلی جور کنیم تا این جنگ را مورد بررسی قرار دهیم . چهار چوب این جنگ ، اعتقاد آن افرادی بود که ایالات متحده امریکا پس از فروپاشی شوروی می بایست یک قدرت جهانی باشد . این افراد معتقدند که ایالات متحده امریکا باید خلاء قدرت شوروی را پر کند ، تا مبادا در این مابین قدرتی بوجود آید و در مقابل این کشور مقاومت کند . و در اساس ما در جهانی با حوزه های استراتژیکی ای روبرو هستیم که ایالات متحده امریکا به نفوذ در آنها بطور یک طرفه ، جنگ پیشگیرانه نظامی ، استفاده از استثمار اقتصادی و دیپلماتیک و با سرکردگی نظامی ، میخواهد منافع ملی امریکا را برآورده سازد . و عراق یکی از این ملت ها بود که ایالات متحده امریکا میخواست بوسیله آن نشان دهد که ، جهان از نظر این قدرت چگونه باید باشد . با حمایت از عراق و نگهداری از آن ، چنین نقشه ای برای جاهای دیگر هم قابل پیاده شدن خواهد بود . نمونه آن افغانستان و کشورهای بعدی ، ایران ، سوریه و کوریای شمالی است . اگر شما دلایل این ایدیولوگ ها را مورد بررسی دقیقتر قرار بدهید ، متوجه خواهید شد که چین و روسیه بعنوان رژیم های نامطلوب ، که احتیاج به تغییرات بنیادی دارند ، قبل از آنکه بتوانند در مقابل ایالات  متحده امریکا قد بکشند،

 در این برنامه قرار دارند . این آن چیزی است که اتفاق می افتد .

 واین امپراطوری آمریکا است .

 

 

چقدر ز آتش وخون ، چقدر ز دود گویم

تو بیا که با تو امشب ، غزل و سرود گویم

تو بیا که از گلویم ، غم کهنه را بشویم

به تو زآنچه هست گویم ، نه از آنچه بود گویم

منشان به انتظارم ، بنشین تو در کنارم

که نه عیب کس شمارم ، نه بد حسود گویم

ز تو گر جدا نشینم ، جهد آتش از جبینم

همه را سیاه بینم ، همه را کبود بینم

تو بیا که با حضورت ، رود از دلم کدورت

همه را ستوده خوانم ، همه را درود گویم

چقدر ز خاک خفتن ، چقدر به خاک خفتن

به تو امشب از شگفتن ؛ به تو از سعود گویم

ز فضای تشنهء باغ ، شب و روز قصه گفتم

نفسی ز عورت آب ، به مسیر رود گویم

رازق فانی .

 

 

+ نوشته شده توسط کمال کابلی در Wed 14 Feb 2007 و ساعت 20:15 |

                           آفتابی مراست در دیدار ....

 

آفتابی مراست در دیدار

هر دمم ساحلی بر انگیزد

هردم از اختری فروزانم

نغمه ها شعله رنگ می خیزد

از تنور درون سوزانم

آفتابی مراست در دیدار

که مکدر نمی شود نگه اش

نور را جویم اندرین شبی تار

سفره بر دی وشم شهید رهش

عمر را گرچه پای لنگ شده

لیک امید می پرد گستاخ

گرچه دل بر حیات تنگ شده

آرزو راست ، لیک جاده فراخ

راز ، سیار و چاره ام ناچار

لب دراز و نهفته دوختن است

اندرین کلبه ای سیه دیوار

هستی من تمام سوختن است

مرغزاری خوش است گیتی و من

چند گاهی درآن گرازیدم

خواستم عاشق بشر باشم

ره ندانم برآن برازیدم

آز و ناز تو ، مرد میدان نیست

هرزه بادی به خیره رام ترا

هیچ پاداش خوشتر از آن نیست

خلق گر یار خود خوانی

 

طنز : از هادی خرسندی .

 

آن خلق که بیست و دوی بهمن حشری شد

از بس هیجان داشت به سرعت کمری شد

افسوس که آن ملت شصت و دو سه میلیون

بازیچه ی یک مشت ، هفشده نفری شد

چپ ، چپه شد و در سمت خادم مسجد

مشغول به جاروکشی و رفتگری شد

وان توده ای سینه زن هیءت مسکو

علاف کیانوری و احسانطبری شد

با پشت خم و بنیه ی کم ، جبهه ی ملی

در خدمت ملا ، سمتش باربری شد

وانکه خبر از آمدن فاجعه میداد

روزش همه با فحش خلایق سپری شد

شیخ آمد و زد خیمه به خرگاه شهنشاه

با آمدنش هجری شمسی ، قمری شد

آخوند به مطبخ زد و با چشم پر از آز

افطار نکرده پی طبخ سحری شد

چون مور و ملخ لشکر غارتگر شیخان

پیش آمد و هر لحظه جری تر ز جری شد

هر بی هنری منصب فرهنگ و هنر برد

هر کور و کری رهبر سمعی بصری شد

ممد جگری شد ز مدیران صنایع

یک تن ز مدیران صنایع جگری شد

وان خلق که امید حقوق بشرش بود

محروم ز هر گونه حقوق بشری شد

هادی  إ ، تو هم آنروز در آن قافله بودی

حالا چه شده لحن تو صاحبنظری شد ؟

 

نصیحت ملک عبدالله به آخوند .

 

ببین پسر جان ، برو به حضرت رهبر بگو ، اسلام را ما به شما صادر کردیم . لازم نیست انقلاب اسلامی را شما به ما صادر کنی . شیعه کردن سنی ها بیفایده است . شیعه ها را فراری ندین .

ما هم مثل شما عبا و قبا و عمامه داریم ، اما سوار خر شیطان نمیشیم . با شیطان بزرگ میسازیم . والله ، به پیر ،  به پبغمبر جنگ نان ندارد . خودتان و ما را از همین چند لقمه نفت نندازید . زیاد به بستن تنگه ی هرمز فکر نکنید . کفار که حمله کردند ، خیلی چیز ها گشاد می شود .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط کمال کابلی در Tue 13 Feb 2007 و ساعت 15:52 |

گذارشی از زندان های کنونی امریکا ....

اطاق های شکنجه ، قفس های بیشمار با مردمی که به ندرت ، روز روشن و مردم دیگر را می بینند ،  و یا شاید هم اصلا نمی بینند ...

شکنجه های سربازان آمریکایی در زندان ابو غریب عراق که اخیرا بر ملا شد, بخشی از تاریخ طولانی مدت ظلم در اطاق های شکنجه در زندان های آمریکا می باشد. در واقع علاوه بر شکنجه, برخی از گاردهای زندان مستقمیا از زندان های ایالات متحده به زندان هایی فرستاده شده اند که در آن شکنجه های مشابهی بر روی اسیرانشان اعمال می شود.

الیزابت الکساندر که رئیس American Civil Liberties Union’s National Prisoner Project می باشد, دولت های ایالات متحده را به اتخاذ تاکتیک های شکنجه در زندان های آمریکا پیش از اینکه در افغانستان, عراق, گوآنتاناموی کوبا به اجراء در بیاید , متهم نمود. وی به خبرنگاران گفت که " اگر به تصاویر زندان ابوغریب نگاه کنید, میتوانید آنها را با همان آزارهای رخ داده در زندان های آمریکا مقایسه کنید .  تک تک آنها را."

" انتقال" فوق العاده ای هم وجود دارد.  یعنی انتقال مخفیانه باصطلاح مظنونین به زندان های کشور های دیگر – از جمله مصر, اردن و سوریه – جاهایی که شکنجه های جسمی و روانی برای کسب اطلاعات و دور نگهداشتن افراد بازداشتی از هر گونه بازبینی قضایی,  مورد استفاده قرار میگیرد

اطاق های شکنجه آمریکا ضرورتا ، شامل اطاق های مرگ هم میشود مطمئنا ، تهدید به اعدام از طریق سال ها  آویزان کردن یک فرد بطور وارونه , شکنجه محسوب میشود. درست در همین ماه, در San Quentin – جایی که تعداد 650 نفر زندانی در انتظار مرگ هستند –  یکی از زندانیان محکوم به مرگ به خودکشی دست زد. (S.F. Chronicle, 12/2/06)

آمار منتشره از سوی Bureau of Justice Statistics در سال 2003 گزارش داد که از میان 3300 زندانی محکوم شده , محکومت به مرگ 267 تن آنها لغو شد ,60 درصد آنها زندانیان ایلی نویز بودند که فرماندار آن جای همه 155 زندانی محکوم به مرگ را, پس از آنکه از بیگناهی بیش از یک دوجین زندانی که به قتل رسیده بودند باخبر شد, تعویض نمود.

مطابق بررسی سرتاسری که توسطHayes  و Rowan  در سال 1988 بر روی 401 مورد خودکشی در زندان های ایالات متحده در سال 1986 صورت گرفت – یکی از بزرگترین مطالعات در نوع خود – دوتن از هر سه نفری که دست به خودکشی زدند, کسانی بودند که در بخش کنترل نگهداری میشدند. در عرض سال 2005, تعداد 44 نفر فقط در زندان کالیفرنیا خود را کشتند, 70 درصد این خودکشی ها در بخش هایی که زندانیان را بطور انفرادی نگهمیداشتند, اتفاق افتاد (Thompson 2006).

از سال 1995 تا 2000, شماره کسانی که در بخش تنبیهی انفرادی بودند, 68 درصد افزایش یافت. رقمی که دوبرابر تعداد جمعیت زندانیان بطورکلی بود. تعداد عظیمی از حدود 80 هزار نفر زندانی ای که در انتظار دادگاه خود هستند, در بخش هایی که دارای کنترل حفاظتی بالایی است نگهداری میشوند. با زندانیان مانند حیوانات رفتار میشود.
وقایع بی پایان " مقابله با رفتار آزار دهنده در داخل خود زندان های آمریکا" در عرض یک تحقیق 4 ماهه برملا شد که اوج آن در یک گزارش ویدئویی بود به نام " شکنجه در زندان های وحشتناک آمریکا" که برای بی بی سی در بهار گذشته تولید شد.
"
ابوغریب.... بطورساده صدور بدترین اعمال همین سیستم زندان های داخلی است که در تمام مدت صورت می گرفته است."

Deborah Davies  میگوید : " نگاه کردن بعضی از این ویدئوها وحشتناک است. شما متوجه میشوید که نه تنها یک شکنجه در حال انجام , بلکه افراطی ترین مورد آن را می بینید. شما شاهد مرگ یک مرد جوان هستید.... با سگ  ، ترسانده شده,  کثافات حیوانات بر روی آنها ریخته شده و با مواد شیمیایی سوزانده شده اند. آیا این چنین آزارهای بربر گونه در داخل زندان های ایالات متحده, اعمال وحشیانه ای را که در عراق به آن دست زده شده است, توصیف می کند؟

" در یک صحنه ترسناک, یک مرد لخت , بی حرکت , دیده میشود که توسط گارد زندان از سلول خود بیرون آورده میشود.  آنها وی را به یک صندلی با ظاهر قرون وسطایی که چوکی کنترول نامیده میشود, بستند .  16 ساعت بعد وی را رها کردند . و دوساعت بعد از آن , وی بر اثر لخته شدن خون جان سپرد . نوار از ایالت یوتا می آید – اما نوارهای دیگری هم از کنکتیکت, فلوریدا, تگزاس, آریزونا وجود دارندبیش از 20 مورد مرگ زندانیان در چند سال اخیر گزارش شده است که بعد از نگهداری آنها در صندلی کنترل رخ داده است." سازمان عفو بین الملل برای ممنوعیت استفاده از این وسیله و استفاده از اسلحه تیزر که مسئول حداقل افزایش 70 مرگ بیشتر بوده است, فراخوان داد.

Frank Valdes شروع به نوشتن در روزنامه های محلی نمود تا فساد و ظلم مقامات زندان در فلوریدا را افشاء نماید. برای اینکه وی را به خفقان بکشانند,  باندی از گاردهای زندان به داخل سلول وی یورش بردند , تقریبا تمام قبرغه های وی را شکستند و ریه وی را سوراخ کردند, طحال وی را با ضرباتی پاره کردند و سپس وی را به حال خود رها کردند تا بمیرد.

چندین گارد زندان بعدا به قتل وی متهم شدند, اما دادگاه آنها در شهر خودشان تشکیل شد, یعنی شهری که تقریبا همه برای 5 زندان که شهر را در حلقه خود دارد کار میکنند. رئیس هیئت ژوری خود در گذشته یکی از مقامات زندان بود.  همه گاردها مبرا شدند و رئیس زندان ترفیع گرفت.  وی اکنون مسئول همه زندان های فلوریدا میباشد.

Doug Piper کاپیتان زندان کمتر از یکسال پس از آنکه کوشید شورش فیلمبرداری شده در زندان را از طریق بستن در زندان سرکوب کند, دست به خودکشی زد. وی یادداشتی از خود بجای گذاشت که بر روی آن نوشته بود " مرا شغل کشت".

محققیق بریتانیایی نیز عکس های وحشتناکی را که توسط وکلای زندانیان گرفته شده بود, جمع آوری کرده اند.  یکی از آنها پوست ور آمده کمر مردی را نشان می دهد. علت آن استفاده گاردهای زندان از اسپری فلفل به بزرگی کپسول گاز آتش نشانی بود که موجب سوخت درجه دوم در سرتاسر بدن زندانی گردیده بود.

باربارا کریستی در بخش " بحران سال 2006 زندان کالیفرنیا : آیا سیستم دیگر قابل کمک نیست؟" می نویسد: " این روزها فغان های هوشداردهنده ای در سرتاسر ایالت به گوش میرسد: تعداد زندانی بیش از 200 درصد ظرفیت زندان است ! نرخ بازگشت به جرم 70 درصد است ! گزارش های شوکه آور در مورد خشونت , آزار و غفلت ! در واقع هیچ  برنامه تندرست سازی  و آموزشی وجود ندارد ! سیستم زندان ها شامل شرایطی است که زندگی زندانی را تهدید می کند! این سخنان نه تنها فقط از سوی خانواده های زندانیان, بلکه از طرف خبرنگاران, سازمان هایی که زندان ها را زیر نظر دارند, مراکز تحقیقاتی دانشگاه و بسیاری از مدافعین رفورم در سیستم قضایی, زندان و عفو نیز به زبان آورده میشود."

ایالات متحده  با 5000 زندان در سرتاسر کشور, دارای بالاترین رقم