لطفا مطلب ذیل را کاپی نموده در فرصت مناسب دوباره بخوانید .
استرس یا فشار های روانی ...
تاثیرات استرس و راههای مقابله با آن :
اکثر افراد با موقعیت هایی آشنا هستند که احساس می کنند عصبی هستند ، از زنده گی خود لذت نمی برند ، بیش از حد توان خود کار میکنند ، نگران هستند که به اندازه کافی پول ندارند که مخارج و حساب های خود را بپردازند ، توانایی مقابله با مسایل و مشکلات زندگی و کار را ندارند و یا هیچگونه راه حلی برای مسایل خود نمی بینند . در حقیقت هیچ قسمتی از زندگی نیست که به نحوی در ارتباط با لغت استرس نباشد . برای بسیاری از افراد کار ، اوقات فراغت ، خانواده ، ترافیک وغیره همه در ارتباط با استرس و تاثیرات آن می باشد. برای بسیاری از افراد استرس مترادف با اضطراب و نگرانی است . استرس غالبا به عنوان بیماری عصر حاضر ذکر می گردد . ولی استرس همیشه در تاریخ بشری به صور مختلف وجود داشته است و بدون استرس زندگی وجود نداشته و نخواهد داشت ، زیرا استرس جزء از زندگی است و از آن نمی توان فرار کرد .
سلامتی جسمی افراد تنها وابسته به عوامل بدنی نیست ، رفتار و سبک زندگی افراد نیز تاثیری زیادی روی فرایند های جسمانی دارد ، استرس نه تنها در ارتباط با بسیاری از بیماریها آورده می شود بلکه تاثیر غیر مستقیم در ایجاد بیماریها دارد . مثلا افرادی که تحت استرس زیاد و مداوم هستند ، رفتارهایی نشان میدهند که به سلامت آنها ضرر می رساند ، مانند نوشیدن مشروبات الکلی ، سیگار کشیدن ، تغذیه نامناسب ، عدم تحرک وغیره . در اثر استرس خطر بروز حوادث و تصادمات هم زیاد می شود و فرد اشتباهات بیشتری در کار خود انجام می دهد . برای اینکه پدیده استرس و اثرات آن را بهتردرک کنیم، نخست لازم است بدانیم که استرس چه مفهومی دارد ؟ چه تاثیراتی روی جسم و روان ما می گذارد و چه عواملی ایجاد کننده استرس است ؟ و سپس به این امر بپردازیم که چگونه میتوان با آن مقابله کرد ؟
تعریف استرس یا فشار روانی :
استرس تعاریف متفاوتی دارد و گاه توافق نظری در مورد تعریف آن نیست . در اینجا استرس از نقطه نظر عوام ، والتر کانون و هانس سلیه به طور مختصر ذکر می گردد .
استرس از نظر عوام آن چیزی است که ما را به هیجان می آورد . بیش از حد توانایی ما است ، تاثیر منفی روی ما می گذارد ، ما را تحت فشار قرار می دهد و در نهایت ما را مریض می کند .
تعریفی که والترکانون از استرس می کند ، عبارت است از یک « پاسخ فرار و یا حمله » که بر اثر یک سری تغییرات بیوشیمیایی در بدن ایجاد می شود و فرد را برای فرار یا مقابله در برابر تهدید و یا خطر آماده می سازد . برای اینکه به این امر پی ببریم که چرا مکانیزم استرس وجود دارد ، باید خیلی به عقب برگردیم ، استرس یک برنامه خیلی قدیمی ژنها است . واکنش استرس برای بقاء انسانهای اولیه توسط مکانیزم حمله و یا دفاع الزامی بوده است . وقتی خطری ما را تهدید می کند ، ما خود را آماده دفاع مینماییم و قدرت زیادی پیدا می کنیم . آدرنالین در خون ترشح می کند و بر فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک افزوده می شود و در نتیجه انرژی بدن افزایش می یابد و فرد آماده مقابل می شود . انسانهای عصر حاضر ، مانند انسانهای اولیه نمی توانند فرار کنند و یا بجنگند . بنابرین انرژی آزاد شده در برابر استرس اگر مورد استفاده قرار نگیرد ، بر علیه بدن فرد مورد استفاده قرار میگیرد . فرض کنید که شما بعد از یک کار سخت روزانه به خانه بر می گردید و احساس خستگی می کنید و نمی توانید از خستگی قدمی بردارید . هر چند که در طی روز اصلا حرکتی نکرده اید و تنها کاری که می کنید ، نشستن روی چوکی و تلویزیون تماشا کردن است . بدن شما تمام روز انرژی برای استرس ایجاد کرده و شما را برای کارآیی بهتر آماده ساخته است . آنچه که بدن شما در اینجا نیاز دارد ، مصرف این انرژی است . مثلا به جای اینکه بگویید ، من خسته هستم و نمی توانم ورزش کنم ، اگر به ورزش کردن بپردازید ، شاید باورتان نشود که بعد از ده دقیقه ، چه احساس مثبتی پیدا خواهید کرد و در حقیقت شما به این طریق ناخودآگاه یک روش صحیح مقابله با استرس را بکار برده اید .
تعریف هانس سلیه ، پدر تحقیقات در مورد استرس عبارت است از :
استرس یک پاسخ فیزیولوژیکی غیر مشخص بدن به هر خواسته ای است که از آن می شود ، و این خواسته ها می تواند مثبت و یا منفی باشد . این تعریف مهم است . زیرا سیلیه اذعان دارد که بدن همیشه به هر نوع تغییری عکس العمل نشان میدهد . این تغییر می تواند مسافرت ، بریدن انگشت وغیره باشد . در تمام این موارد ما باید قادر باشیم که خود را با تغییرات سازگار نماییم . بدن برای سازگاری با استرس ، یک سری عکس العمل های فزیولوژیکی نشان می دهد که سیلیه آنرا سندروم تطابق عمومی نامیده است .این سندروم تطابق یا سازگاری عمومی شامل سه مرحله است و این سه مرحله عبارت اند از :
یک – مرحله هشدار دهنده و اعلام خطر
دو – مرحله مقاومت
سه – مرحله خستگی
در مرحله هشدار دهنده و اعلام خطر، بدن متوجه « استرسورها » می شود . مثلا حمله یک سگ و یا ملاقات یکی از افراد خانواده که مرتبا در حال انتقاد از همه است . در این مرحله بدن برای دفاع یا حمله آماده می گردد و یک سری پاسخهای فیزیولوژیکی رخ می دهد که منجر به ترشح هورمونها می گردد و تغییراتی مانند افزایش تنش ماهیچه ها ، افزایش ضربان قلب و افزایش فشار خون ایجاد میگردد . این مرحله اولین پاسخ به استرسورها می باشد و در این مرحله هیچ سیستم بدنی خاصی تحت تاثیر قرار نمی گیرد .
در مرحله مقاومت که مرحله دوم سندروم تطابق عمومی است ، بدن برای مقابله با استرسور ها آماده می شود و با افزایش ترشح هورمونها بدن مقاومت می کند ولی بر اثر فعالیت بیش از حد هورمونها ، سیستم های مختلف بدنی دچار اشکال می شود . هنگامی که استرسور ها طولانی شود ، ارگانیزم دیگر مقاومت نمی کند و وارد مرحله سوم می شود . در مرحله سوم بدن دیگر نمی تواند خود را با استرس مداوم سازگار کند و به افزایش ترشح هورمونها ادامه می دهد . دراینجا نیروی مقاومت ارگانیزم کاهش می یابد و منجر به بیماری و یا مرگ می گردد . معمولا استرس قبل از رسیدن به این مرحله کاهش می یابد .
ما دو نوع استرس داریم : استرس مثبت و استرس منفی .
هنگامی که بدن استرس را تحمل می کند و کارآیی فرد خوب است ، استرس مثبت و سالم است و منجر به فعالیت فرد میشود ، مثلا در یک مسابقه استرس مثبت باعث نیروی بیشتری برای فرد می گردد . استرس مثبت از نا فعالی جلوگیری میکند . هنگامی که با مسله ای روبرو می گردیم که خطرناک ، مشکل ، دردآور و یا نا عادلانه است و نگران هستیم که آیا قدرت کافی برای مقابله با آن را داریم ، این نوع استرس منفی و صدمه آور است. استرس منفی باعث عدم تمرکز ، اضطراب ، پریشانی و عدم توانایی برای مقابله با مشکلات می شود ، استرس منفی اگر طولانی و به طور مداوم باشد برای سلامتی ایجاد خطر میکند . بهترین راه پیداکردن میزان استرس مناسب ، شناخت علایم و نشانه های استرس منفی است .
برای بدن شما استرس مفهوم گسترده تری دارد و مترادف با تغییر است . هر چیزی که باعث تغییر در زندگی شما شود ایجاد استرس میکند و مهم نیست که این تغییر « خوب » یا « بد » است . هردو به منزله استرس تلقی میشود . شما وقتی خانه دلخواه خود را پیدا میکنید و با ذوق و شوق آماده کوچ کشی به خانه جدید میشوید و یا در کار ترفیع میکنید ؛ هردو این تغییرات مثبت توسط بدن شما به عنوان استرس محسوب میگردد . حتی « تصور تغییر » استرس است . مثلا اگر نگران هستید که به اندازه کافی پول ندارید که کرایه خانه خود را در ماه آینده بپردازید و یا اگر نگران هستید که کار خود را از دست بدهید ، هردو این نگرانیها استرس است . بدن شما بین یک خطر احتمالی که شما تصور میکنید و یک خطر واقعی و فوری نمی تواند فرق بگذارد . احساس، افکار، خاطرات و تجارب می تواند پاسخ استرس را ایجاد کند . تصور تغییر چه خوب و یا بد در زندگی به منزله استرس ادراک میگردد . بدون هیچ شکی استرس با عقیده و نظرفرد در مورد زندگی ، با معنی و مفهومی که زندگی برای فرد دارد و احساس رضایت در زندگی در تعامل است . افرادی که از زندگی خود ناراضی هستند، خود را در معرض استرس قرار میدهند
تعریف استرسور ( محرک تنش زا ) :
استرس نشان دهنده موقعیتی است که ما درآن قرار داریم و نه عامل ایجاد کننده آن موقعیت . عامل ایجاد کننده استرس را استرسور می نامیم . استرس عکس العمل به استرسور است . مثلا شخصی که هرروز در سری کار عصبانی میشود ، کار برای آن فرد یک استرسور است . قدم اول در مقابله با استرس ، شناخت استرسورها و آگاهی از وجود آنهاست . استرسورهای متداول عبارت اند از :
کار ، گرما ، سرما ، صدا ، مشاجره با فامیل ، مسولیت ، همکاران ، تنهایی ، تضاد با بچه ها ، تضاد با همسر ، جدایی ، عدم احساس رضایت ، مهاجرت ، عدم موفقیت ، بیماری وغیره .
البته به این لیست به مراتب بیشتر میتوان اضافه کرد .
تجربه گذشته فرد ، ارزشهای اخلاقی ، زمینه خانوادگی ، شخصیت ، زمینه فرهنگی ، جنسیت ، طرز زندگی ، حمایت اجتماعی و سیستم اعتقادی فرد در ارزشیابی استرسورها موثر است .
عکس العمل های همه افراد به مقابل استرسورها یکسان نیست و امکان دارد استرسوری که امروز تاثیر زیادی روی شما دارد ، هفتهء دیگر تاثیری روی شما نداشته باشد . ادراک فرد از استرس نیز مهم است . مثلا مرگ همسر بسیار استرس زا است ولی اگر همسر ، زن خود را کتک میزده و یا او را اذیت میکرده ، امکان دارد که بیوه او از تاثیرات منفی این استرس به دور باشد ، زیرا مرگ شوهر به منزله یک امر مثبت است .
افرادی که تحت استرس زیاد هستند ، بیشتر مریض میشوند زیرا که استرس فرد را بیشتر آماده بیماریهای عفونی میکند . در حقیقت استرس باعث عفونت نمیشود ، بلکه ویروس ها و قارچ ها و باکتریها عامل آن هستند ، ولی استرس مقاومت بدن را نسبت به آنها کاهش میدهد . استرس روی سیستم معافیتی بدن اثر میکند . افرادی که تحت استرس شدید هستند بیشتر دچار سرماخوردگی و آنفلوانزا میگردند . ارتباط استرس با بسیاری از اختلالات روحی و جسمی مثل اضطراب ، فشار خون بالا ، سردردی های تنشی ، اختلال خواب ، ناراحتیهای معده ، درد های مزمن وغیره ثابت شده است .
ما میتوانیم یاد بگیریم که علایم استرس را بشناسیم و آن را کاهش بدهیم و به این ترتیب قبول مسولیت برای سلامت خود کنیم و از بیماریهای که در رابطه به استرس هستند جلوگیری کنیم .
اغلب افراد فکر میکنند که خیلی خوب با استرس خود مقابله میکنند ، تا موقعی که مریض میشوند و یا خود را در آستانه طلاق می بینند و برای آنها روشن میگردد که با استرس بیش از حد خود به نحو صحیح مقابله نکرده اند . وقتی افراد تحت استرس هستند ، ازدواج غالبا اولین چیزهایی است که دچار اشکال میشود . زن و شوهر های که تحت استرس هستند ، بر سر هر مسله جزیی دعوا میکنند . بچه های والدینی که در معرض استرس بیش از حد مزمن هستند ، معمولا خشم و عصبانیت والدین را جذب میکنند .
متاسفانه بیشتر افراد به مفاهیمی مانند پیشگیری و بهداشت جسمی و روانی توجه نمی کنند و استرسور های خود را برای سالها به دوش می کشند ، ولی سعی نمی کنند که با آن به مقابله بپردازند و فقط موقعی که ناراحتی جسمی و روحی آنها دیگر قابل تحمل نیست ، به فکر علاج می افتند و گاهی از اوقات صدمات بیش از آن است که بتوان به راحتی آن را جبران کرد . پیشگیری بهترین درمان است و این امر باید شعار ما در مقابله با بیماریهای جسمی و روانی باشد .
مقابله با استرس ( استرس منجمنت ) :
مقابله با استرس عبارت از کاهش استرس ها است. مقابله با استرس در حقیقت پیداکردن نوع صحیح و میزان صحیح استرس است . مقابله با استرس از احساس ضعف ما ، در برابر پدیده ها می کاهد و یک احساس کنترول و نقش فعال در حل مشکلات به ما میدهد . ما نمی توانیم محیط خودرا کنترول کنیم ، ولی می توانیم روی ادراک و عکس العمل های خود تاثیر داشته باشیم .
دو روش اصلی مقابله با استرس وجود دارد .
اول روشهای که توسط آن منبع استرس تغییر داده میشود و روش تمرکز روی مشکل است ، ویا روش دراز مدت مقابله با استرس ، که یا موقعیت استرس زا و یا فرد را تغییر می دهد . فرد مستقیما روی فشار روانی کار می کند و در دراز مدت مشکل را حل می کند . به این ترتیب نه تنها موقعیت استرس زا ، قابل تحمل تر میشود ، بلکه به طور اساسی تغییر می کند و یا فرد مقاوم تر در برابر استرس میشود . ما هنگامی تکنیک مقابله طولانی مدت را بکار میبریم که می خواهیم منبع استرس زا را تغییر دهیم ، از بین ببریم و یا کاهش دهیم و تنها به یک راه حل کوتاه مدت فکر نمی کنیم و همچنین هنگامی که استرس از قبل ، قابل پیش بینی است و می خواهیم خود را برای آن آماده سازیم .
روش دیگر روش کوتاه مدت است . در اینجا فرد روی پاسخ استرس کار میکند و سعی دارد که از تهیج خود بکاهد و هنگامی از روش های کوتاه مدت استفاده می شود که فرد منبع فشار را در حال حاضر نمی تواند و یا نمی خواهد تغییر بدهد و یا فرد در یک موقعیت استرس زا است و باید خونسردی خود را حفظ کند و همچنین فرد پی میبرد که هیجان زدگی او بالاست و باید آن را کاهش بدهد . در مقابله با استرس باید به سه نکته مهم توجه نمود :
یک – در برابر استرسورها محیط را تغییر بدهیم
دو- در برابر استرسور ها خود را تغییر بدهیم
سه- در برابر موقعیت استرس زا ، هیجان و برانگیختگی را کاهش دهیم .
اگر میخواهید با استرس خود در زندگی مقابله کنید تصمیم بگیرید روش فعالانه ای در پیش بگیرید . هیچ پاسخ جادویی وجود ندارد و بما هیچ وقت یاد داده نشده که به چه نحوی میتوانیم خود را آرام کنیم و به چه نحو مثبت میتوانیم از فشار های روانی خود بکاهیم و به آرامش دست یابیم و از خود مراقبت کنیم . برای آرامش درونی و کاهش فشار های روانی باید عزم راسخ داشت ، وقت گذاشت ، پیگیری و مداومت داشت و همچنین صبروحوصله و آمادگی برای یادگیری های جدید .
تاثیرات سودمند مقابله با استرس بطور خلاصه قرا ذیل اند :
فرد یاد میگیرد که استرس های خود را بشناسد و با اولین علایم مانند سردرد و خستگی به مقابله با آن بپردازد .
شناخت و عکس العمل خود به استرس هایی که ناشی از مسایل عاطفی است .
توجه به نحوه حرف زدن خود که نشان دهنده تنش است مثلا سریع حرف زدن .
توجه به نحوه تنفس و جایگزین کردن تنفس آرام و موثر که منجر به کاهش تنش میگردد .
مراقبت بیشتر از خود و توجه به بهداشت جسمی و روانی .
کاهش تضاد و عدم رضایت در زندگی .
کاهش اشتباهات و حوادث .
پیداکردن راه حل های اساسی برای مشکلات .
قبول این امر که برخی از استرسور ها اجتناب ناپذیر هستند وواقع بینانه نیست که فکر کنیم می توانیم آنها را از زندگی خود دور کنیم .
خود را به عنوان اولین عنصر قابل تغییر در زندگی دیدن و کنترول روی رفتار ، سرزنش دیگران معمولا مانع اصلی در برابر تغییر است و تا وقتی که دیگران را مسول استرس و عدم خوشبختی در زندگی خود می دانیم ، هیچ اجباری برای تغییر احساس نمی کنیم .
تغییر انتظارت و داشتن توقعات متعارف .
پیشگیری از اختلالات جسمی و روانی .
کاهش اضطراب و افسردگی .
تقریبا تمام برنامه های مقابله با استرس ، با خودآگاهی و خود ارزیابی شروع میشود . آگاهی از رفتار خود میتواند منجر به تغییر رفتار شود . فرد باید نخست تلاش نماید که به علایم استرس توجه نماید ، مثل دفاعی بودن ، بیش از حد فعال بودن و با نافعالی ، رفتار های غیر منطقی ، عصبانی بودن ، بیش از حد مقاومت نشان دادن ، مرتبا شکایت کردن ، مهلت ندادن که دیگران حرف بزنند وغیره .
ادامه دارد .