شاعرِ بلند مرتبۀ زبانِ فارسی « فانی » به جاودانه گان پیوست . یادش تا امتداد بینهایت ها گرامی باد ، که کار آدمی باقیست ، ور جسمش فنا گردد .
دانشِ امروز ، و رمز پیدایشِ حیات ....
از کجا آمده ایم ؟
Where we did com from?

یارب از مادرِ گیتی به چه طالع زادَم
قبل از ورود درین بحث ، مقدمه پرلطف و زیبا از کتاب « کوره های اسرار آمیز The Magic Furnace » تالیف Marcus Chown را به نظر تان می رسانم .
« هر نفسی که شما می کشید ، حاوی اتم های پخته شده در اعماق کوره های سوزان ستاره گان است . هر گلی که از درختی می کَنید ، حاوی اتم های پراگنده شده در فضا بوسیله انفجار های ستاره ایست که با درخشنده گری بیش از یک بیلیون خورشید مشتعل شده است . هر کتابی که شما می خوانید ، حاوی اتمهای پراگنده شده در اعماق فواصل غیر قابل تصور فضا و زمان در بین ستاره گان است .
اگر اتم ها که دنیای اطراف ما را میسازند ، میتوانستند داستانهای سیر و سیاحت خود را در طول سیر 15 میلیارد سال عمر عالم بازگو نمایند . بزرگترین حماسه های ادبی را چون پرگاهی در مقایسه میداشتند . از ذغال « کاربن » پخته شده در ستاره گان غول آسای قرمز باد کردۀ ستاره گانی که عظمت بزرگی آنها میتواند ، میلیون ها خورشید را ببلعد ، تا یورانیوم پخته شده در انفجار های « سوپرنوا ها » که از مهمترین حوادث ناگهانی در طول خلقت عالم است ، و « بارون ها » که در خرد کننده های اتمی یخچالهای فضای بین ستاره گان تولید میشوند ، و یا هیلیوم گداخته شده در آتش جهنمی چند دقیقه اول خلقت ، در « بیگ بنگ Big Bang- » ، هم شاهدان گویا دراین ماجرا ها می باشند . آهن در خون شما ، کلسیم در استخوانهایتان ، اکسیژن که ریه های شما را در هر مرتبه که نفس می کشید ، پر می کند ، همه در کوره های آتشین اعماق ستاره گان پخته شده و در موقعی که آنها در وقت پیری منفجر میشوند ، در فضای لایتناهی پراگنده شده اند . هر یک از ما ، خاطرۀ از ستاره گانی مردۀ میلیارد ها سال پیش هستیم . تمام اجزأ بدن هریک از ما ، در واقع ساخته شده در آسمانها می باشیم .
برای هزاران سال ، ستاره شناسانِ طالع بین Astrologers از قدیم الایام می گفتند که : حیات ما بوسیلۀ ستاره گان کنترول میشود . حالا خوب دیده میشود که اگر این سخن در جزءیات درست نباشد ، ولی از جنبه روانی صادق است . دانش در قرن بیستم ، آشکار کرده که ما خیلی بیش از آنچه تصور رود ، بطور بسیار دقیقی به رویداده های سماوی پیوسته میباشم . حقایقی که هرگز جرأت تصور آن را هم نداشته ایم . داستانی که ما انسانها از خاکستر ستاره گان ساخته شده ایم ، این داستان که چگونه ما حقیقتِ حیرت انگیز ریشه های سماوی خود را کشف کردیم و چگونه ما به کشف کورۀ سحرآمیزیکه اتهم های ما را بهم پیوسته است نایل شده ایم ، خود یکی از بزرگترین داستانهای علمی ناگفته شده میباشد .
در واقع این جریان شامل دو داستانِ بهم بافته شده است . داستان اتم ها و داستان ستاره گان . و هیچکدام از این دو داستان نمی تواند بدون دیگری گفته شود ، زیرا ستاره گان ، صاحب کلید باز کردن خاتم اسرار اتم ها هستند ، و اتم ها هم در جای خود ، حمل معمای ستاره گان میباشند . »
یک - کلیدِ ستاره گان :
اینطور تصور میشود که ستاره گان تراکمی از ابرهای گازی سرد و غبار ها در مناطقی از کهکشانها می باشند که قسمت مرکزی آن در اثر فشار های فوق العادۀ جاذبۀ ثقل ، مرتباً متراکم شده و قسمت مرکزی آن در اثر تولید حراتِ میلیونها درجه ، بصورت یک ریاکتور اتمی در می آید . این جریان عمده تاً در تودۀ از ابر های متراکمی اتفاق می افتد که درجه حرارت در آن نقاط حدود 100 کلوین ( 173 درجه سانتی گریت زیر صفر میباشد و دانسیته یا کثافت در آن جا ها بین 0.1 اتم تا ده میلیارد 10 اتم در هر متر مکعب میباشد . انرژی آزاد شده در اثر عکس العمل های هسته ای فشار لازمی را تولید مینماید که میتواند وزن ستاره را کاملا تحمل نماید . در هر حال اگر عکس العملِ هسته ای در داخل ستاره نبود ، قسمت مرکزی ستاره زیر نیروی فوق العادۀ ثقل ، بکلی از هم پاشیده میشد و یا بصورت تودۀ سختی در می آمد . تیوری کامل nuclear reactions در ستاره گان بوسیله چهار دانشمند به نامهای Geoffrey Fowler and Sir William ، Margaret Burbidge ، Fred Hoyle معروف به BFH در 1907 م کشف شد و آن یکی از کشفیات مهم قرن بیستم در علم نجوم است .
دو – ساختِ اتم :
در گداختِ هسته ای nuclear fusion در این عمل هسته های عناصر سبکتر در آتش داغ 15 میلیون درجه مرکز ستاره گان باهم گداخته شده و تشکیل هسته های عناصر سنگینتر را میدهند و در ضمن انرژی هم بصورت اشعۀ گاما آزاد میکنند که بصورت نور از آنها منتشر میشود .
آزادی انرژی و ساخت هسته های عناصر سنگین تر از دو راه بوسیلۀ گداخت هسته ای انجام میشود . یکی سیستم زنجیری پروتون پروتون است .
پروتون – پروتون « P-P » Proton – Proton :
در ستاره گان با جرم های کم « بین 1.5Mo تا 2Mo جرم خورشیدی » و دیگری سیکل کاربن – کاربن« CNO» carbon cycle که در ستاره گان خیلی پر جرم تر انجام میشود . بطور کلی اثر این عکس العمل ها هر دو در انتها یکی است و تبدیل 4 هیدروژن به هیلیوم و آزادی انژی است . مثلا در داخل خورشید که درجه حرارت پانزده میلیون کلوین است ، هر مرتبه چهار پروتون با هم پیوسته و یک هیلیوم چهار را میسازند . در این عمل 0.7 % از جرم آنها کم شده و طبق فرمول E = MC2 انشتین ، تبدیل به انرژی میشود . همین انرژی است که در بمب هیدروژنی آزاد میشود . درست نظیر همین جریان در خورشید انجام میگیرد که میشود گفت که بطور پیوسته در مرکز خورشید انفجار هیدروژنی انجام میشود ، گرچه فقط یک برخورد بین پروتون ها در هر 10 بیلیون تریلیون « 10 به توان 22 » در داخل خورشید ، باعث این عکس العمل میشود . باز آنقدر پروتون وجود دارد که میتواند در هر ثانیه حدود چهار میلیون تن از جرم خورشید را در این برنامه تبدیل به انرژی نماید . تا کنون خورشید حدود 4 در صد از جرم خود را بصورت پروتون – پروتون از دست داده است که تبدیل به انرژی روشنایی شده است و تا حدود پنج میلیارد سال دیگر این داستان بدین منوال ادامه خواهد داشت . « جرم خورشید در حدود 2 ضرب 10 به توان 35 کیلوگرام یا دو میلیارد در میلیارد تن میباشد که حدوداً 330000 برابر جرم زمین است . »
اما ، سیکلِ کاربن « CNO»Carbon cycle :
کاربن یکی از مهمترین ماده اتمی در عالم است . در واقع آن چهارمین ، از فراوان ترین عناصر بعد از هیدروژن ، هیلیوم و اوکسیژن است . عدد اتمی آن 6 است ، اما ایزوتوپ آن دارای 6 پروتون و 6 نیوترون در هر هسته است که معروف به کاربن 12 است . کاربن نقش مهمی در سیکل کاربن دارد که تولید انرژی در ستاره گانٍ پر جرم است . کاربن یکی از ناصر اصلی در ساختمان بدن جانداران بخصوص انسانها است . بطوریکه ما انسانها معروف به حیات کاربنی یا « carbon life » میباشیم . سیکل کاربن جریان عکس العملهای گداخت هسته ای nuclear fusion و ساخت هسته های عناصر سنگین تر در داخل ستاره گان پر جرم و بسیار داغ میباشد . در قلب ستاره گان درجه حرارت بالاتر از 20 میلیون کلوین است و بیشتر ماده آنها در فرم هسته هیدروژن « پروتون » است ، ولی به میزانِ بسیار کمی شامل کاربن هستند . در این سیستم زنجیری ، حاصلِ بازگداخت چهار هسته هیدروژنی « پروتون » و تولید هیلیوم است که با آزادی به همان اندازۀ سیستم زنجیری پروتون – پروتون میباشد . این جریان معمولا در ستاره گان پر جرم تر از دو برابر خورشید انجام میشود . کاربن درین سیستم نقش کاتالیزور را دارد .
ارتباط با سوپر نووا ،Supernovas :
عکس العمل های هسته ای « nuclear reaction » با هسته های عناصر سنگین تر و سنگین تر از آهن در دل ستاره گان تا حدود ده برابر خورشید و یا بیشتر ، بطور پیوسته درعمل nucleosynthesis انجام میشود . فعالیت در مرکز ستاره گان با جرم کمتر از این تا کاربن و اوکسیژن تمام میگردد .
آهن آخرین تودۀ تفالۀ عالم هستی است ، زیرا دیگر امکان تولید انرژی از گداخت عناصر سنگین تر از آن نیست . امکان گداخت هسته های سنگین تر وجود دارد ولی در ابتدا احتیاج به انرژی زیاد است تا این هسته های سنگین ساخته شوند . در هر حال وقتی یک مرکز آهنی فرم گرفت ، ستاره به سرنوشت نهایی خود رسیده است . در این وقت عرصه انرژی داخلی تمام شده و فروریز مرکز ستاره زیر فشار فوق العاده جاذبه بدون مقاومت بوده و منجر به آزادی انرژی حرارتی کافی برای پرتاب لایه های خارجی ستاره در فضا میشود . این پدیده را یک انفجار سوپر نووا گویند . در واقع سوپرنووا مرگ انفجاری یک ستاره در یک حادثۀ فوق العاده شدید و قاهرانه است که در یک دوره بسیار کوتاه رخ میدهد . در این حالت یک ستاره تنها به اندازه یک کهکشان با بیش از 100 بیلیون ستاره مانند خورشید ما میدرخشد . حیات اکثر ستاره گان خیلی به آرامی تمام میشود . فقط در هر قرنی ، چند سوپرنووا در یک کهکشان مانند راه شیری ما اتفاق می افتد . این چنین حوادثِ ناگهانی ، کلید مهمی در تکامل کهکشان ها و ستاره گان جدید و بلاخره برای وجود فرم های حیاتی مانند خودمان کاملا ضروری است ، زیرا که سوپرنووا ها نه تنها عناصر سبکتر از آهن را در فضا منتشر مینمایند ، بلکه عناصر سنگین تر از آهن را هم در آتش میلیارد درجۀ خود می سازند و از مجموع آنها ستاره گان دست دوم و سیاراتش چون منظومه شمسی ما بوجود می آید . بدن ما انسانها حاوی اتم هایی میباشد که در داخل ستاره گان پخته شده و بوسیله انفجار سوپرنووا در فضا پخش میشود ، در حقیقت ما انسانها از خاکستر ستاره گان ساخته شده ایم ، از این رو ما انسانها را خاکستر ستاره گان stardust گویند .
اما ، ساختمانِ هستۀ اولیۀ هیدروژن و هیلیوم :
واکنش های هسته ای nucleosynthesis در بیگ بنگ ، بعد از اینکه عالم منبسط شده و تا حرارت 100 بیلیون کالوین 10 سرد گردید شروع میگردد . این جریان در حدود یکصدم ثانیه بعد فوران سنگولاریته در زمان صفر خلقت است . در این وقت عالم به سرعت منبسط شده و رو به سردی میرود . در این احوال پروتون ها و نیترون های اولیه با توجه به فرمول E= MC2 انشتین ساخته میشود ، درجه حرارت عالم در این وقت به یک بیلیون رسیده است که حدود 70 برابر حرارت مرکز خورشید « 15 میلیون درجه » میباشد . بلاخره حرارت به 900 میلیون درجه میرسد . %25 از جرم حاضر تبدیل به هسته هیلیوم شده و حدود %75 دیگر بصورت پروتونی تنها یا هسته هیدروژن باقی میماند . فعل و انفعالات nucleosynthesis بیگ بنگ در سه دقیقه و 36 ثانیه بعد از زمانِ صفرِ خلقت تمام میشود .
بعد همین طور که عالم رو به انبساط میرود ، فضا مرتباَ سردتر شده تا میرسیم به 500 هزار سال بعد از بیگ بنگ که حرارت عالم به حدود 6000 درجه رسیده است ، که تقریبا برابر حرارت متوسط سطح خورشید میباشد . در این زمان نیروی الکترومقناطیس بر حرارت فوتونها فایق آمده و فرصت خوبی به الکترون ها میدهد که به هسته های هیدروژنی و هیلیوم نزدیک شده و بنیاد ساختمانی ستاره گان با %75 اتم هیدروژن و %25 اتم هیلیوم گذاشته میشود .
خلاصۀ ازاین سیرِتکاملیِ اسرارآمیزِحیاتِ آدمی :
یک – عناصر سنگین تر از هیدروژن و هیلیوم نمیتوانسته در آتش داغ بیگ بنگ ساخته شود .
دو- در واقع عناصر لازم برای ساخت بدنهای ما بعد از 500 هزار سال در قلب ستاره گان ساخته شده و بعد از میلیارد ها سال بوسیله سوپرنووا ها در فضا پخش میشوند .
مولانا چنین میگوید :
صد هزاران سال بودم در مطار
همچو ذرات هوا بی اختیار
گرفراموشم شدست آن وقت وحال
یادگارم هست درخواب ارتجال
سه- عناصر ، تا آهن در ستاره گان بوسیلۀ عمل nuclear fusion ساخته میشوند . ساختمان عناصر سنگین تر، چون طلا و نقره ، سرب و یورانیوم وغیره ، احتیاج به حرارتهای بسیار بالاتر از میلیارد ها درجه را دارد که بوسیله سوپرنووا ها تأمین میشود .
چهار- از مجموع ذرات گاز های پراگنده شده در فضا توسط سوپرنووا ها ، ستاره گان جدید دست دوم یا سوم چون ستارۀ خورشید ما و سیاراتش ساخته و پرداخته میشوند . در این عالم اصل بر این است که چیز هایی بمیرند و ازبین بروند و چیز ها و نسلهای جدید و بهتری جای آنها را بگیرند .
از مولانا :
از مبدل هستی اول نماند هستیِ بهتر بجای آن نشاند
همچنین تا صد هزاران هستها بعد یکدیگر دوم به ز ابتدا
پنج- تمام عناصر موجود در زمین ، غیرازهیدروژه و هیلیوم ، ساخته شده در دل ستاره گان میباشد و ما هم از همان عناصر ساخته شده ایم . پس برای اینکه ما حالا اینجا باشیم ، بایست قبلا واسطۀ بین ما و آتش داغِ بیگ بنگ وجود داشته باشد که ستاره گان هستند که ذرات بدن ما را در خود میسازند .
مولانا چنین گوید :
مدتی جوشیده ام اندر ز من
مدتی دیگر درون دیگِ تن
زین دو جوشش قوت حسها شدم
روح گشتم پس ترا استا شدم
از خدا میخواه تا زین نکته ها
در نلغزی و رسی در منتها
شش- ستاره گان بایستی در تعداد بسیار زیادی باشند ، چون فقط تعداد بسیار کمی از آنها دارای جرم های بسیار زیاد و شرایط لازم هستند که در انتهای عمرشان تبدیل به سوپرنوواها میشوند و شاید هم از جنبه های دیگر ، مثلا تعادل عالم و نکات نادانستنی دیگری وجود آنها لازم باشد .
هفت- عالم بایستی 15 میلیارد سال عمر داشته باشد تا خورشید و زمین چنین باشند که هستند کنون .
هشت- در 4500 میلیون سال پیش که زمین بوجود آمده ، تودۀ آتشینی بیش نبوده و در طی زمان اوقیانوسها ، نباتات و جانداران در آن ظاهر شدند و در انتهای این برنامه طولانی 15 میلیارد ساله ، ما انسانها بوجود آمدیم .
خداوند همه چیزرا درطی زمان آفریده و بمرور زمان آن را به سوی تکامل برده تا درس برنامه ریزی و تفکررا به بشربیاموزد .
مولانا چنین گوید :
حق نه قادر بود بر خلق فلک
در یکی لحظه بکن هیچ شک
پس چرا شش روز آنرا درکشید
کل یوم الف عام ای مستفید
دیگ را تدریج و استادانه جوش
کار ناید قلیه دیوانه جوش
خلقت آدم چرا شش روزه بود
اندر آن اندک اندک میفزود
نُه- داستان بوجود آمدن انسان از ترکیب ذرات اتمی در روی زمین حدس ها و نظریاتِ بسیار زیادی را باید داشته باشد ، پاره ای جانداران اولیه را از اوقیانوسها میدانند ، بعضی ها هم جدیداً معتقد اند که تخم اولیۀ انسان بصورت ترکیبات شیمیایی مختلف توسط شهاب ها « کومنتها ، ستاره گان دنباله دار » از قعر آسمان بروی زمین آورده شده است و در طول اعصار ، طبق تیوری داروینیسم رو به تکامل رفته تا بصورت انسان امروزی ظاهر گشته است .
در اصل هر کدام از این تیوری ها مورد بحث زیادی میباشند ولی راه را برای تفکر و تعقل بیشتر بشر که از کجا آمده و چگونه تفکر و تعقل در او ایجاد شده است ، باز می گذارد .
اما از نظر عرفانی ، انسان آخرین و کاملترین مخلوق خداوند است که آن را برای معرفت خود بوجود آورده است .
شبستری گوید :
در آخر گشت پیدا نقش آدم طفیل ذات او شد هر دو عالم
و مولانا چنین گوید :
بهر اظهار است این خلق جهان
تا نماند گنج حکمتها نهان
کنت کنزا گفت مخفیأ شنو
جوهر خود گم مکن اظهار شو
این هم ابیاتی از مولانا در ارتباط ما انسانها با آسمانها :
هر که را با اختری پیوستگیست
مرو را با اختر خود هم تگیست
اخترانند از ورای اختران
که احتراق و نحس نبود اندر آن
سایران در آسمان های دگر
غیر این هفت آسمانِ مُشتهر
راسخان در تاب انوار خدا
نی به هم پیوسته نی از هم جدا
چندی قبل دانشمندان ناسا NASA موفق شدند که با انفجار مصنوعی بر روی یک سنگ آسمانی « Asteroid » ذرات زیادی از آن را نمونه برداری نمایند . این اجسام در منظومۀ شمسی ، بقایای دست نخوردۀ از ساختمان اولیۀ خورشید و سیاراتش می باشد که از ذرات پخش شده در فضا بوسیلۀ سوپرنووا ها درست شده اند . مطالعه در آنها اطلاعات بسیار زیاد گرانبهایی از عکس العمل های nucleosynthesis در ستاره گان را بما میدهد .
چند بیتی از دیوان شمس :
روزها فکر من اینست و هم شب سخنم
که چرا غافل از احوال خویشتنم
از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود
بکجا می روم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بودست مراد وی از این ساختنم
نه بخود آمدم اینجا که بخود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
..................................
زمین در جنب این نُه طاق مینا
چو خشخاشی بود بر روی دریا
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریا چه بسنجد که بر این موج خسی رفت

