این « فیل پاگلین »
برباد رفته است ...
اقتصاد و وضعیت پولی آمریکا مانند کشتی تایتانیک در حال خوردن به یک صخرۀ عظیم یخی است و نگه داشتن آن شاید غیر ممکن باشد ...
« 600 بیلیون دلار در سال کسر تراس بازرگانی »
نگران نباشید ، زیرا اطلاع ازین جریان میتواند تمام افراد جامعه و سرمایه گذاران را در مقابله با این برخورد سخت آماده کند که علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد .
قبل از ورود به این بحث یک سوال ساده طرح می شود اینکه اگر قرار باشد 50000 دالر و یا معادل آن طلا به شما بدهند و اجازه داشته باشید که پس از پنج سال آنرا بفروشید ، کدام یک را انتخاب می کنید ؟ شاید بیش از %75 از تحلیل گران و اهل سرمایه ، طلا «gold » را انتخاب کنند . چرا ؟ برای پاسخ به این سوال لازم است به اتفاقات مهم و کلیدی گذشته در سیاست اقتصادی و پولی آمریکا نگاهی انداخته و بدقت بیشتر وضعیت جاری اقتصادی را زیر ذره بین قرار دهیم .
تأسیس بانک فدرال و تولید یک ملت مقروض The Federal Reserve System :
در سال 1913 یک دستگاه دولتی با عنوان Federal Reserve ویا Fed. تأسیس شد که بتواند سیستم پولی آمریکا را تحت نظارت و کنترول قرار دهد و در واقع سیاست پولی آن کشور را در جهت کنترول حجم پول و تورم به عهده بگیرد . هنوز سه سال از تأسیس بانک فدرال «Fed » نگذشته بود که رییس جمهور آن وقت آمریکا « ویلسون » اعلام کرد که « من بطور نخواسته و ندانسته کشور خود را خراب کرده ام . یک ملت بزرگ صنعتی امروز بوسیله یک سیستم اعتباری اداره می شود . »
اکنون که 94 سال از تأسیس Fed می گذرد ، شمت فرایندی از اقتصاد دانان و تجزیه و تحلیل گران پولی و مالی هشدار مشابهی را مطرح میکنند و اذعان میدارند که آمریکا امروز تبدیل به ملتی شده که یک سیستم اعتباری آنرا کنترول میکند . با حجم سرسام آور هزینه ها و تراز منفی تجارتی و کسر بودجه عظیم ، آمریکا روز به روز بحرانی تر میشود و بسیاری معتقد اند که حجم بدیهی ها به ساده گی قابل کنترول نخواهد بود .
آیا هنوز باید فکر کنیم که آمریکا یک ابر قدرت اقتصادی است ؟
و یا شاید اقتصاد آن به مانند یک کشتی در دریای بدیهی های خود به آهستگی در حال غرق شدن است :
اگر بخواهیم رد پای بدیهی های انبوه آمریکا را دنبال کنیم و به گذشته بر گردیم ، متوجه می شویم که سر چشمۀ آن به ایجاد بانک فدرال بر میگردد که در سال 1913 تأسیس شد .
ریچارد راسل می گوید که : اکثر مردم و حتی بسیاری از نماینده گان مجلس نمیدانند که این دلار ها از کجا می آیند و چگونه و بر چه ضابطه ای چاپ میشوند . هر وقت دولت آمریکا نیاز به پول دارد ، بانک شروع به چاپ اوراق قرضه « اوراق خزانه کوتاه و بلند مدت » میکند . زمانی که این اوراق به دولت بازگردانده میشوند ، خزانه داری مؤظف است که این اسناد را بازپس گیرد و در مقابل آن چک صادر کند و پرداخت نماید . این عمل کار دولت را راحت میکند و میتواند آزادانه و به هر میزان که لازم است پول چاپ کند و بر اساس سیستم اعتباری از مردم و سایر کشورها وام بگیرد . در 1913 این سیستم اعتباری به مردم آمریکا و مجلسین فروخته شد و از آنجا که در قانون اساسی آمریکا برای آن جایی وجود نداشت ، دولت تصمیم گرفت که Fed یا بانک فدرال را در قالب یک بانک خصوصی تأسیس نماید . در آمریکا هنوز بسیاری از مردم فکر میکنند که فدرال رزرو « Fed » یک بانک خصوصی است که در واقع بازوی اجرایی دولت در سیاست پولی اوست . در حالیکه قضیه برعکس است و در واقع Fed یک آژانس دولتی است که در قالب بانک خصوصی ایجاد شده است تا بتواند از محدودیت قانون اساسی عبور کند و مغایرتی با اصول قانون اساسی نداشته باشد . از زمان تأسیس بانک فدرال آمریکا در سال 1913 تا کنون ، قدرت خرید دلار %95 نزول کرده است . اکثر مردم آمریکا تصور میکنند که بانک فدرال قدرت کنترول را دارا است ، در حالیکه باید بطور یقین اظهار کرد که چنین امری مصداق ندارد . مردم بخاطر دارند که در دهه 1980 ، بانک فدرال نتوانست تورم را کنترول کند و نرخ های بهره دو رقمی و 20 در صدی در مملکت جاری بود . مطمیناً هیچ یک از سیاستمداران آمریکایی چنین نرخ بهرۀ را مطلوب نمیدانست و مسلماً بانک فدرال برای مهار تورم تمام سعی خود را نمود ، اما هیچیک از تدابیر پولی آن نتوانست جلو تورم را بگیرد .
بنابه شهادت تاریخ ، تمام پول های کاغذی عاقبت از بین میروند و آثار آنها را میتوان در موزیم ها جستجو نمود .
اگر قرار باشد برای نسل آیندۀ خود ثروتی را برجای گذاریم ، بهتر است به سراغ دارایی هایی برویم که دارای ارزش واقعی باشند و مانند دلار یک کاغذ بدون پشتوانه نباشند .
بانک فدرال که یک سیستم اعتباری را تجویز و اجراء میکند ، موجب شد که از 1913 تا 1971 ، روز بروز پول بیشتری چاپ گردد و قدرت خرید دلار روبه کاهش گذارد . گرچه هنوز برای دلارهای منتشره در آن دوره ، ذخایر طلای دولت پشتوانۀ خوبی بود و این دلارها با پشتوانه طلای ذخیره شدۀ خزانه حمایت میشد اما در سال 1971 رییس جمهور وقت آمریکا ریچارد نکسن با این واقعیت روبرو شد که دولت پول زیادی را چاپ کرده است و روانۀ بازارهای جهان نموده و در واقع ولخرجی کرده است و دیگر کارایی خزانه نمیتواند چنین حجم عظیم پول در گردش را حمایت کند . لذا در فکر چاره اندیشی دست به یک حرکت بسیار پر اهمیت اقتصادی و تاریخی زد که به عقیده بسیاری از صاحب نظران اقتصادی و مالی نقطۀ عطفی در اقتصاد آمریکا و سیاست های پولی و مالی دنیا بود .
تا قبل از سال 1971 ، دلار آمریکا بسیار قدرتمند محسوب میشد، زیرا در واقع به پشتوانۀ طلا عمل میکرد، لذا هر کسی به آن اعتماد داشت و چنانچه دلار می خرید ، خیالش راحت بود که درواقع میزانی از طلای ذخیره دولت را بروی کاغذی به اسم دلار خریده است، اما در همان دوران برای بار اول فرانسوی ها افشاء کردند که آمریکا به میزان پول در جریان خود طلا ندارد و حجم دلار موجود در بازار های جهانی به مراتب بیشتر از ارزش ذخایر طلای دولت است . و شروع به بازگرداندن دلار های خود نمودند و ذخایر طلای آمریکا رو به کاهش گذاشت . دولت نیکسون در شرایط بسیار بحرانی قرار گرفته بود و در آن هنگام بهترین مشاوران اقتصادی او به راه حلی جدید رسیدند و نیکسون در ماه اکتبر سال 1971 اعلام کرد که ازین به بعد دولت آمریکا طلا را پشتوانه دلار خود نمیداند . در واقع « استاندارد طلا » که تا آنزمان پشتوانه اکثر پول های جهان محسوب میشد، جایگاه خود را از دست داد و دلار آمریکا بدون پشتوانه به حیات خود ادامه داد و به تدریج اعتبار آن در سطح ملی و بین المللی کاهش یافت و قدرت خرید آن طی زمان روبه تنزل گذاشت . امروز دیگر دلار های آمریکایی وابسته به یک نظام پرنوسان و استوار بر ارادۀ سیاستمداران آمریکایی است . امروز بدیهی های آمریکا به سطح غیر قابل قبولی از دیدگاه اقتصادی رسیده است . و مادام که بدیهی ها رو به افزایش روند ، اعتبار دلار آمریکایی در سطح ملی و بین المللی رو به کاهش می گذارد . هنگامیکه مردم توجه بیشتری به بدیهی های دولت آمریکا بکنند و حجم بدیهی های آنرا در حال افزایش ببینند ، به تدریج جای دلارهای خود را با سایر ارزها یا دارایی های ملموس وواقعی تر عوض میکنند .
به این عقیده در جریان تبدیل دلارهای آمریکا به دارایی های معتبرتری که قدرت نقدینه گی نیز داشته باشند تنها دو راه به نظر میرسد، یکی آنست که آنرا با ارزهای معتبر دیگر کشورها تعویض کنیم و راه دیگر آنست که اقدام به خرید طلا بنماییم که در واقع « ارز بدون مرز » است .
دولت مقروض آمریکا در شرایط امروز برای اداره امور کشور چارۀ جز چاپ پول بیشتر ندارد و هرچه دلار بیشتری به جامعه تزریق شود، قدرت خرید آن کاهش بیشتری می یابد . بطور اصولی ، تمام دولت ها در عمل دارای چک سفید امضاء میباشند و هر هزینۀ را که بخواهند از طریق چاپ بیشتر انجام میدهند و از آنجا که ستاندارد طلا به عنوان پشتوانۀ برای ارز کشورها ، دیگر مصداق ندارد، چنانچه کشوری هزینه هایش از کنترول خارج و به ورطۀ بدهکاری بیفتد ، عاقبت کارش بسیار اسفناک خواهد بود ، که تورم عارضه اول آن خواهد بود . متأسفانه تاوان ولخرجی های بدون پشتوانه دولت را مردم آمریکا داده و خواهند داد . زیرا از سال 1971 که ستاندارد پشتوانه طلا منسوخ گردیده است ، قدرت خرید دلار رو به کاهش بوده و پس انداز مردم نیز قدرت خرید واقعی خود را از دست داده است . درحالیکه طلا نه تنها توانسته خود را طی این دوران حفظ کند بلکه قدرت خرید آن نیز بخوبی افزایش یافته است . در سال 1971 میتوانستیم یک اتوموبیل Ford را با 83 اونس طلا « 2900 دلار » خریداری نماییم ، امروز با همین مقدار طلا نه تنها میتوانیم یک اتوموبیل را خریداری کرد ، بلکه مصرف بنزین یکساله آن را نیز میتوان از همین محل تأمین نمود .
پس از منسوخ شدن « سیستم طلا پشتوانه یی » ، دولت نیکسون دستگاه مالیاتی کشور را در عمل پشتوانه دلار آمریکا قرار داد .
امروز هر کشوری که طلب های خود را دنبال کند، فشار آن به جامعه آمریکایی و به مردم برمیگردد و مردم هستند که بایستی تلاش کنند تا این پول از وضع بدی که دارد بدتر نشود . ریچارد راسل میگوید که وقتی بازار سهام در سال 2000 دچار مشکل شد، در آن هنگام گفتیم که گمان نمیرود Fed بتواند جلوی این جریان را بگیرد.
خانم آیدن می گوید : یک اوقیانوس از دلار وارد سیستم شد که آثار تورمی اش تازه شروع به نمایش کرده است . افزایش بی رویه پول همیشه علت تورم بوده است و خواهد بود . تورم در حال افزایش است و نهایتاً شرایط به سمتی خواهد رفت که تمام اهل فن مجبور خواهند بود در تعامل این تورم مقاومت کنند و به نظر نمی رسد چیزی بهتر از طلا بتواند تأثیر این شرایط تورمی را خنثی کند . این واقعیت که طلا در چند سال گذشته افزایش شدیدی داشته است ، صرفاً یک تصادف نیست، بلکه افزایشی قابل انتظار بوده است که اهل فن و سرمایه داری از دیر باز منتظر آن بوده اند و میدانند که کار کاهش ارز دلار هنوز ادامه دارد و دیر یا زود دلار آمریکا قدرت خرید خود را بطور غیر منتظره ای از دست خواهد داد .
طلا آخرین مرجع محافظت در مقابل تورم است و همیشه توانسته است در چنین شرایطی سرعت افزایش ارزش آن از میزان تورم پیشی بگیرد . مردمی که در حال پس انداز دلار هستند ، ممکن است با یک تراژدی روبرو شوند که هرگز در عمر خود آن را تجربه نکرده اند . صاحب نظران متقد اند که بهترین راه برای مصؤن ماندن ثروت ، جاگزینی دلار با فلزات گرانبهایی چون طلا و نقره است . کشور هایی مانند چین و روسیه و هند و برخی دیگر به تدریج ذخیره دلاری خود را کاهش میدهند . ارزش طلا و نقره و فلزات گرانبها که در طول تاریخ ذخایر فزیکی نامیده شده اند افزایش میابد . آمریکا دچار مصیبتی شده است که میزان بدیهی هایش از کنترول خارج است . کسر پرداخت های تجارتی و بودجه و حساب جاری کشور سطح بحرانی دارند .آقای Doug Casey نویسنده و تجزیه و تحلیل گر اقتصادی جهان می گوید که :
آمریکا در حال حاضر حدود 600 بیلیون دلار در سال کسر تراز بازرگانی دارد . به بیان دیگر حدود 2 تریلیون دلار در دست غیر آمریکایی هاست و زمانی میرسد که هر کسی با عجله می خواهد خود را از مهلکه نگهداشته دلار بیرون بکشد و آن زمان است که فاجعه اتفاق می افتد . بسیاری از اقتصاد دانان دنیا معتقد اند که چنانچه این دلار های گسترده در سراسر جهان بخواهند به خانه برگردند ، تورمی سرسام آور که جهان آن را به خود ندیده است اتفاق خواهد افتاد و همه را حیرت زده خواهد کرد .
اقتصاد آمریکا به سوی یک صخره عظیم یخی در حرکت است و دیری نمی گذرد که این برخورد اتفاق خواهد افتاد .
داکتر محمود گنابادی
مشاور ارشد بانک شاهی کانادا
Mahmoud Gonabadi PH.D. Finance
Fellow of Canadian Securities Institute, FCSI
Canadian Investment Manager, CIM
Financial Manager Advisor, FMA
Financial Planner, PFP
Certified Senior Advisor, CSA

