تبليغاتX
کمال کابلی - خصوصیات رهبر آیندۀ افغانستان

خصوصیات رهبر آیندۀ افغانستان

خصوصیات رهبر آیندۀ افغانستان :

 و آن عبارت است  از داشتن : استقلالیت ، ابتکار در عمل ، جرئت در سیاست ،  مدیریت در رهبری ، از خواص  نهایت مهم و حیاتی یک رهبر که  در آینده بتواند افغانستان را  درست رهبری نماید بحساب مینماید . بحرانی که در شرایط موجود افغانستان را تهدید میکند ریشه های ملی ، بین المللی و منطقه یی دارد . ضعف در سطح رهبری کشور و خودکامه گی نیروهای خارجی عامل عمده بوده میتواند . اکثر کشورهای دنیا خصوصیات و ویژه گی های رییس جمهور خود را در قانون اساسی همان کشور پیش بینی کرده اند .

بگونه مثال :  تحصیلات عالی ، ایمانداری ، تجربه کاری ، تعهد و صداقت ، حوصله و برده باری و حفظ بیطرفی مطلق در همه قضایا در چوکات قانون وغیره.
گرچه کاندیدان فعلی رهبری جمهوری افغانستان همه آنها خودشان را در شعار ، دارای همین اوصاف  میدانند ، لاکن درعمل  واجد شرایطی چنین نخواهند باشند . آنچه مهم است که رییس یا رهبر یک کشور باید دارای ویژه گی ها و خصوصیات اثر گذار بر همه جامعه باشد . رییس جمهور برای خدمت گذاری و رفع مشکلات انتخاب میشود . خصوصیات منفرد به فرد خودش نمیتواند نیازمندی های اجتماع را رفع کند . رهبر آینده افغانستان باید توانایی حل معضلات و بحران های جاری در کشور که اکنون مانند کوه انباشته گردیده است ، داشته باشد . و حل همچو بحران ها بدون یک تعهد ملی، استقلالیت، جرئت در سیاست، ابتکار در عمل و مدیریت در رهبری به هیچ صورت امکان پذیر نیست .

یک – استقلالیت :


 وقتی استقلال میگوئیم هدف ما این نیست که رهبر یک جامعه در تصمیم گیری مستقل و با صلاحیت و متکی به خود باشد در تصمیم گیری امور داخلی کشور قوتهای خارجی را در چوکات قانون تنظیم و اداره نماید. آنچه که آشکار است اینست که نیروهای حافظ صلح و امنیت در افغانستان بجای اطاعت و پیروی از قوانین افغانستان قوانین کشورهای خود را تطبیق مینمایند . در حالیکه یک کشور بستر و ظرف برای تطبیق قوانین خودش میباشد . افغانستان در شرایط  موجود هرگز پذیرش و جذب قوانین 43 کشور کمک کننده به افغانستان را ندارد . این نیروها بجای حل بحران، بحران آفرین شده اند. حل این مشکل عمل و جرئت سیاسی نیاز دارد . با این مدارا و مدال گذاشتن بر شانه افسران خارجی که کفایت کاری شان نیز زیر سوال است بحران کاهش پیدا نمیکند بلکه بیشتر گسترده میگردد.

دو -  استقلال سیاسی   :


 رهبری افغانستان در شرایط موجود تقریبأ فاقد استقلال در عرصه بعضی از امورات است . بگونه مثال در عرصه سیاست و اداره و نحوه تأمین ارتباط با همسایه ها . قبل از اینکه مصالح و منافع کشور خودمان اولویت داشته باشد منافع استراتژیک کشورهای حامی در امور افغانستان مطمح نظر است .   از همین جا است که دولت افغانستان از لحاظ تعامل با کشورهای همسایه دور و نزدیک ، به حالت سردرگمی به سر میبرد و تصامیم آن از اعتبار کمتری برخوردار است . مراعات بیش از حد کشورهای غربی با کشور میزبان القاعده یعنی پاکستان ، خشونت شدید آن در برابر همسایه غربی افغانستان ، از لحاظ زمانی کاملأ بحران منطقوی را عمیق تر ساخته است . دولت و رهبری افغانستان  باید این جرئت را داشته باشد که به کشورهای غربی بگوید که ، شما در مورد نابودی آشیانه های القاعده عمدأ اقدام نمیکنید. و موضوع مشاجره با ایران را برخلاف ضرورت زمان قصدأ دامن میزنید که برای افغانستان نهایت زیان بار است.

سه - در بخش اقتصاد :


هدف از استقلال اقتصادی این نیست که دولت افغانستان ازین رهگذر وابسته نباشد. وابستگی اقتصادی کشورهای فقیر و بی بضاعت مانند افغانستان یک امر طبیعی است . اما وابستگی دولت افغانستان از نوع بیماری مزمن است که بجای بهبود ، آنرا بطرف هلاکت سوق میدهد . وابستگی اقتصادی افغانستان تنها در جلب کمک ها و قرضه های کوتاه مدت و طویل مدت نیست ، بلکه از لحاظ زیر بنا های اقتصادی پلان گذاری و نحوه مصرف و اداره اقتصادی هم وابسته است . بطور مثال دونر ها و یا کشورهای کمک کننده برای مصرف بودجه افغانستان در عرصه های مختلف خود پلان گذاری میکنند که موارد آن اندک نیست . به همین ترتیب مجرای مصارف را کمک کننده ها از طریق( ان-جی-او) ها تعین میکنند. این سیاست غیر منطقی دونر ها مردم را در مقابل دولت شان بی باور میسازد.

چهار - در بخش اداره :


 کشورهای حافظ صلح و امنیت ، بجای پذیرش قوانین افغانستان ، میخواهند سیستم و قوانین خود را بالای دولت افغانستان تحمیل کنند . درین مورد مثالهای زیادی وجود دارد  .
الف :  گماشتن مهره های مورد تأیید کشورهای خارجی در پست های رهبری و کلیدی کشور چون وزیر، والی وغیره.
ب : وجود دو اداره در یک نظام  . مثلأ حکومت افغانستان از خود محابسی دارد و امریکائی ها نیز در میدان هوائی بگرام محبس جداگانه دارند . فهمیده نمیشود که آنها بالای محبوسین افغانی از کدام قانون کار میگیرند .  امریکائی یا افغانی؟ یا هیچکدام؟
ج : موجودیت کمپنی های امنیتی مستقل مربوط به خارجی ها و داخلی های زورمند ، که در پهلوی گوش وزیر امور داخله و ارگان های دیگر امنیت دولتی وجود دارند ، خود دلیلی است به انارشسم امنیتی . و یا رشد و تقویه نیروهای ملیشائی در برخی مناطق که صلاحیت آن بیشتر از وزارت داخله است .
د : اناشسم اداری در برخورد با مخالفین دولت . طوری که مشاهده میشود اول شعار مذاکره با مخالفین از حنجره خارجی ها بیرون میشود ، بعدأ دولت و احزاب سیاسی یکی پی دیگری روی مذاکره با مخالفین حرف میزنند . البته تا حدی که نتایج آن گنگ و بدون نتیجه خاموش میشود .

پنج - ابتکار در عمل  :


که میتواند از بروز و شیوه بحران جلوگیری نماید . ابتکار عمل رییس جمهور در یک کشوری که با آفات و مصائب گوناگونی اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی مبتلا است ، در موارد ذیل نهایت ضرور پنداشته میشود.
 * لزوم ابتکار در مورد حل مشکل شهریان کابل:  رییس جمهور میتواند با یک جرئت سیاسی و ابتکار در عمل و ایجاد شهرک ها در مناطق دور تر ،  جلو تراکم نفوس را در شهر کابل بگیرد و مشکل سر پناه را حل کند . بگونه مثال حکومت خلقی ها و پرچمی ها در سال اول حکومت خود پنجصد فامیلی خیرخانه ، سره مینه خیر خانه ، بلاک های  تهیه مسکن ، فامیلی های پولیس ، فامیلی های افسران هوائی ، بلاک های قرغه و ده ها بلاک رهایشی در مکروریانها اعمار کردند . طی دو سال اضافه تر از 80000 فامیل را صاحب خانه ساختند . کار های داوطلبانه و حشر ها در آن نهایت رول عمده داشت . آیا این دولت توان این کار را ندارد؟

 شش -  مدیریت در رهبری  :


 رییس جمهور مکلفیت دارد ، گذارش حسابدهی که طور طوطی وار در میز خطابه هر ساله از طرف وزراء قرائت میگردد ، عدالت را در کارکرد شان بررسی کند . از وزیر پرسیده شود که بودجه را در کجا مصرف نموده و چقدر عدالت و تناسب را در بین ولایات به تناسب نفوس و نیازمندی رعایت نموده است ؟ چران پلان ها را تطبيق نكرده  ؟

 *مشکل عودت کننده گان:   حل مشکل مهاجرین که یک کتله بزرگ اجتماعی را در افغانستان احتوا مینماید ،  نیز با شیوه ها و روشهای معمولی و تکراری قابل حل نیست . همه ساله عدۀ چون کوچی ها به کشور همسایه میروند و در فصل دیگری برمیگردند. معقولیت در آن نهفته است که ، از لحاظ قانونی مهاجر را تعریف کنیم ، حقوق و مسوولیت های آنرا روشن سازیم . اشخاصی که بخاطر کار به کشوری دیگری رفته اند مهاجر گفته نمیشوند . هر کس ادعا دارد که دولت متوجه مهاجرین نیست . هیچ کس نیست پرسان کند شما از قوانین دولت چه تکلیفی را متقبل شده اید ؟ دولت باید در شرق و غرب کشور شمال و جنوب دست به اعمار شهرک ها برای جابجا شدن مهاجرین واقعی بزند . نه اینکه هر کس با لحاف و کمپل خود داخل شهر کابل شود و در گوشه خیمه بر پا کند و انتظار آنرا داشته باشد که بنیاد بیات یا دیگر نهاد های خیریه بکمک آن بیایند و سالها همین کار دوام داشته باشد و خرابه های کابل پر از همین مردم باشد و پودري ها در خانه علم و فرهنگ روسيه.
*حل مشکل کوچی ها  : این مشکل ابتکار رهبری نظام را میطلبد. این مشکل به مرور زمان عمیق تر و پیچیده تر میشود. نماینده گان  در پارلمان هم هرقدر که بالا و پائین حرف بزنند توان قدرت حل این معضله را ندارند . درین صورت رییس جمهور ابتکار عمل را بدست گیرد و به غایله کوچی گری نقطه پایان گذارد. کوچی گری با فرهنگ معاصر در تضاد است . عرب های کوچی  ، خود را ازین مشکل نجات دادند و به تمدن رو آوردند . اما بدبختانه در افغانستان عده یی  در تلاش رشد این پدیده اند . کوچی ها به تمدن نیاز دارند . اینها تنها بخاطر تهیه علوفه و تربیت حیوانات آفریده نشده اند . اینها نیز میتوانند داکتر و انجینیر شوند . در قرن 21 این نام به کاروان تمدن هیچ نوع همخوانی ندارد . دولت میتواند با یک ابتکار برای این واژه راه حل دایمی پیدا کن .

*حل بحران هویت ملی  : کشوری که هویت ساکنین آن روشن نباشد و مردم آن دقیقأ حساب نشده  باشد ،  تمام اجراات آن در هاله ابهام قرار دارد . روی کدام ارقام پلان گذاری صورت میگیرد و رشد و کاهش فیصدی اقتصاد را از کدام معیار به محاسبه میگیرند ؟ یقینأ همه برنامه ها خیالی و بر مبنای حدس و گمان استوار است . تا هنوز عده زیادی هموطنان ما سند هویت و تذکره تابعیت  ندارند. وقتیکه سرشماری آغاز میشود ، مامورین احصائیه خانه به خانه، قریه به قریه بخاطر توزیع تذکره هویت سرگردان اند.  رییس دولت باید فرمان دهد که ، داشتن هویت یک تکلیف بلا استثنا است . هر کس مجبور است سند تابعیت و تثبیت هویت خویش را از ولسوالی مربوطۀ خویش بدست آورد. درین اواخر شنیده میشود که یکتعداد کوچی ها آماده شده اند از دولت تذکره بگیرند . سند یکه در آن آدرس ثابت نوشته نمیشود ، چون کوچی ها سیار اند ، هویت با آدرس ثابت میشود ، نه اینکه هر کس با گرفتن کاغذ از دولت امتیاز بگیرد . هر فرد باید در برابر قوانین نافذه کشور بلا استثنا مسوول باشد.
یادآوری :  دولت در مورد سرعت بخشیدن به پروسه سرشماری و توزیع سند هویت که ابتکار عمل میخواهد از شیوه های کهنه دولتی باید صرف نظر نماید . چون مامورین طوری که در بالا تذکر داده شد قریه به قریه میرفتند و تذکره توزیع میکردند . حالا باید هر کس مکلف ساخته شود که به ولسوالی های خویش مراجعه و سند هویت اخذ بدارد و هیچ کس ازین امر مستثنا نباشد. اگر کسی سند هویت نداشته باشد از هیچ نوع امتیاز و کمک دولتی برخوردار نگردد. نداشتن هویت ملی جرم پنداشته شود این کار میتواند همه را وادار سازد تا خود مراجعه کنند و تذکره تابعیت اخذ کنند.

*اصلاح تشکیلات اداری :   چیزی دیگری که به ابتکار رهبری نیاز دارد وضع نورم ثابت برای تشکیلات دولتی و خدمات ملکی است.  وضع قوانین مالیه به تمام اتباع کشور و مالیه بر سرمایه داران دقیق سنجش شود . سبسایدی برای نیازمندان میتواند از فقر و بیسوادی بکاهد . از طرف دیگر ایجاد مراکز حمایه طفل و مادر در هر ولسوالی بخاطر ثبت یومیه بسیار حیاتی و با ارزش است . دولت به این بتکار میتواند ثبت احوال نفوس را از طریق مراکز حمایه طفل و مادرعادی سازد . ضرور نیست که سه سال یکمرتبه اینرا عملی  کند . برای کسانیکه نوزاد را درین مراکز ثبت مینمایند ، یکمقدار حقوق را تا سه سال دولت قایل شود . هر کس حاضر میشود جهت حقوق طفل خود آنرا ثبت نماید .
*قبول استثناءات برای زنان : بخاطر مشارکت زنان در امور کشوری ، باید برای زنان یکمقدار امتیازات علیهده را قایل شد . بخصوص در ولایات که زنان از اشتراک در مراکز تحصیلی محروم اند . بگونه مثال ، وقتی از شاگردان ولایات که از امکانات زمینۀ تحصیلی محروم اند ، عین نمره بخاطر ورود به دانشگاه تقاضا  میشود ، طبعأ ایشان چانس برای راه یافتن به دانشگاه را ندارند . چون آنها همان امکاناتی را نداشته اند که شاگردان دیگر در مراکز شهر ها داشته اند . درین مورد نیز تناسب در نظر گرفته شود . نمرات شاگردان ولایات که حتی کتاب و معلم ندارند ، به تناسب امکانات درسی شان باشد .
اصلاح کشور به مقرره های عادی و یومیه ناممکن است . جرئت ، قاطعیت ، درایت در رهبری ، استقلال در عمل و مدیریت درست ، شرط حتمی است . در غیر آن به روال عادی ، این کشتی طوفان زده تا صد سال دیگر به همان لایه های عنعنات و خرافات و قوانین سنتی و یکنواخت بند خواهد ماند.

مشوره اینست  ، شخصیت که اوصاف تشریح شده فوق را در وجود خود داشته باشد و در حل مشکلات ذکر شده بتواند گام عملی بردارد حق آنرا دارد که به آن در انتخابات بعدی رای اعتماد داده شود .


منبع : سایت آریانا نت

 

!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 10:17 | Fri 24 Apr 2009

RSS