تبليغاتX
کمال کابلی - شما در آن سالها کجا بودید ؟

شما در آن سالها کجا بودید ؟

 

آقای رییس جمهور و شرکاء  !

       شما در آن سالها کجا بودید ؟

می گویند در کنگره بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی در سال ۱۹۵۶ در سخنرانی غیرعلنی  ،  خروشچف خطاب ‏به اعضای کنگره که عمدتا در نقد و محکومیت رفتار...ودیکتاتورمنشانه   « استالین » انجام می شد ، اتفاق جالبی افتاد . ‏پس ازاینکه خروشچف به مدتی طولانی به نقد و حتی فحاشی به شخصیت « استالین » پرداخت ، یکی از حضار ‏شرکت کننده در کنگره با صدای بلند سوال کرد که :  شما در آن سالها کجا بودید و چه می کردید ؟

 خروشچف با ‏شنیدن این سوال رو به جمعیت کرد و پرسید :

چه کسی این را پرسید ؟

 هیچ کس جواب نداد . دو باره و سه باره سوال ‏کرد که :

چه کسی این حرف را از من پرسید که من در آن دوران کجا بودم  ؟  

 باز هم پاسخی نشنید . سکوت سالن را ‏گرفته بود. خروشچف با لحنی تمسخر آمیز گفت :

«  من همان جایی بودم که تو امروز نشسته ای و همان کاری را می‏کردم که تو امروز می کنی . »

با انتباه ازین داستان ، خاطرۀ  در ذهن تداعی می یابد که :
روز هشتم ثور ۱۳۷۱ وقتی ، گله های کفتاران به دنبال گروه گرگان وارد  کابل شدند . در قدم اول همه ملکیت های دولتی ، تجهیزات ادارات تا ماشین های تیلیفون و میز و چوکی ها تاراج گردید . شهر کابل و نواحی بین گروه های  قدرت طلب تقسیم و دست به دست شد . در چهار راهی های شهر پوسته ها و بر فراز آن بیرق ها  و سنگر ها ایجاد گردید و شلیک توپ و تانک و شریط آتش ، شام تاریک مردم  شهر را چراغانی کرد . هر گروه به بهانۀ تصفیه شهر از لوث گروه های رقیب ، به مناطق مسکونی هجوم بردند و مردمان در سرمان زمستان در زیرخانه ها  و تکاوی ها ، زانو در بغل ماندند .  جاده های شهر از عابرین تهی گشت و در این گیرودار ، تمام دکاکین و مغازه های شهر بدست جنگاوران تخلیه گردید . باری میکروریان ها خط اول جنگ شد و ده ها هزار باشنده گان آنها پای پیاده آواره غرب کابل و خیرخانه شدند . بعد از یکی دو هفته میکروریان ها  به دست شورای نظار افتاد که میخ در دیوار مردم نگذاشتند و حتی  دروازه های منازل را با موتر های کثافت کش شاروالی  با خود بردند .

 زیر نام  « حادثۀ چنداول » بستر کوه شیردروازه از پل آرتل تا دروازه لاهوری  چنان زیر آتش توپ و تانک و ماشیندار ثقیل افتاد که فتح نوارغزه بدست صهیونیست های اسراییلی را در  خاطره ها متبادر میسازد .  ساکنان بیگناه « افشار »  از بلندی های اطراف و کوه پغمان سلاخی شدند و زنان و دختران بیشمار در چنگال فاتحان ، برده و کنیز گشتند و به جزء عدۀ اطفال یتیم  در اطراف زباله های کوچه ها ، زنده جانی باقی نماند . یک احصاییۀ ناقص سازمان ملل متحد در آن زمان ، تعداد کشته شده گان شهر کابل را 65000 نفر تخمین زده است ، در حالیکه  ساحات غرب کابل بیش از یکصد هزار کشته  بجا گذاشت که تا  فتح آن نواحی بدست  گروه طالبان ، کسی را یارای رفتن در آن ساحات نبود .

و اما گروه طالبان کرام ، این صاحبان عمامه های سپید و سیاه ، که سناریوی عروج آنان نیز دست پخت بیگانه گان بود ، سلاخ خانۀ شان را عمدتاً به سمت شمال کشور انتقال دادند . شهر مزار شریف ، میمنه ، جوزجان و کوهستان و دند شمالی تا آنسوی گلبهار ، و تا میتوانستند کُشتند از اقوام غیر خودشان را ، و پنج سال در شهر کابل کمتر آدم کشتند آنان .

برای رفع ابهام در تعریف ملت ،

وجود خلق معین کند ورنه زمین

همان ولایت کیخسرو است و مُلک قباد

پرسش اینکه : گاه رییس جمهور و گروه اردلان ، برای  وطن اشک تمساح میریزد و در جلو کامرۀ تلویزیون ، در دهن کودکی  خورد سال ، محبت آمیز قطرۀ واکسن میچکاند ،

آقایان !

« شما در آن سالها کجا بودید ؟ »

!! نوشته شده توسط کمال کابلی | 22:48 | Mon 1 Jun 2009

RSS